تبليغاتX
.............حدائق ذات بهجت.............
########### ز هر چه غیر یار ، استغفرالله ##########

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

به آن بندگانم که به سخن(ها) با دقت گوش می دهند و از بهترین آن(ها) پیروی می کنند ٬ مژده بده

(سوره ی زمر ٬ بخشی از آیه ی ۱۷و ۱۸)

پیشگفتار

در پی پاسخ کوتاه و فشرده ای که به اشکالات و اتهامات سایت افشا درباره ی « خشونت برخی از احکام اسلام » داده بودم ٬ یکی از نویسندگان آن سایت (= آرش بی خدا ) نوشته ای را در آن سایت منتشر کرد و همزمان با آن ٬ وی و دیگر مدیران آن سایت ٬ این جانب را به مناظره در مباحث مطرح شده خواندند و اکنون پاسخ بنده به نوشته ی آنان را می خوانید .

بهتر می دانستم که پرسشها و اشکالات و اتهامات تازه نوشته ی آن سایت را دسته بندی کرده و ابتدا به مهمترین آنها ( مانند اشتباهشان در هرم عقاید و تحریف تاریخ بنی قریظه و تحریف داستان ازدواج خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله و سلم با صفیه و تهمت وقیحانه ای که در پی آن به پیامبر اسلام زده اند و نیافتن جایگاه پاسخهای پیشینم ) بپردازم و کم کم به مطالبی که در رتبه های بعدی اهمیت قرار دارند ٬ پاسخ دهم و در پی آن به موضوعات خارج از بحث « خشونت احکام » که سایت افشا نامی هم از آنها برده بود ٬ بپردازم و در پایان هم چند نکته ی حاشیه ای و فرعی دیگر را به نقد و بررسی بنشینم اما از آن جا که ذهن خوانندگان گرامی به آن نوشته ی سایت نامبرده خو کرده ٬ به ناگزیر بنده هم به همان ترتیب پاسخ می دهم .

از این رو ٬ « پاسخهایم کاملا به هم پیوسته و در هم تنیده شده اند » و از خوانندگان محترم درخواست می کنم این پاسخها را « از آغاز تا پایان بخوانند و بدانند که در غیر این صورت ٬ به جواب کامل هیچ یک از موضوعات مطرح شده ٬ دست نخواهند یافت » .

- - - - - - - -

سایت افشا : نوشتارهای علی تهرانی نشان می دهد که از اسلامگرایان سنت گرا و تروریست است .

حدائق : ۱. سایت افشا در سراسر نوشته ی خود ٬ همه ی صفات خوب و محترمانه ( مانند خردگرا و انسان گرا و آزادی خواه و دگر اندیش ) را با قاطعیت و بی آنکه نیازی به بحث در آن ببیند ٬ به حساب خود واریز کرده و در مقابل ٬ بیش از ۴ ۴ فحش و دشنام را ( البته با حذف مکررات ) تنها در ۱۷ صفحه ! به بنده نثار کرده است و در پایان آورده که « پشت این کلمات ٬ استدلال و تعاریف دقیق خوابیده است » .

این جانب درباره ی این فحاشی ها و نسبتها چیزی نمی گویم و گمان می کنم خوانندگان گرامی با دنبال کرده مباحث ٬ به میزان ارزش و اعتبار آنها ( یا به گفته ی سایت افشا به « استدلال پشتی و تعاریف دقیق خوابیده ی آنها » ) پی خواهند برد اما این وصف « سنت گرا » که در این جا درباره ام  به کار رفته ٬ از آن جهت که مبهم است و تصویری شفاف از مرا به خوانندگان نمی دهد ٬ ناگزیرم می کند چند جمله ای در رد آن عرض کنم :

سنت ( در برابر تجدد و مدرنیته ) هنوز در میان صاحب نظران به چند معنا به کار می رود ‌. برخی آن را به معنای « وضع انسان پیش از رنسانس » به کار می برند و مدرنیته را به پس از آن دوره اطلاق می کنند و گروهی دیگر ٬ مرز زمانی و تاریخی بر آن نمی کشند بلکه « هر چه را مربوط به گذشته است ٬ سنت می نامند و هر چه نو وتازه باشد ٬ مدرنیته می خوانند » در این کاربرد ممکن است همین دیروز هم به سنت پیوسته باشد . همچنین افراد دیگر این واژه را در معانی دیگری به کار می برند .

اما نسبت به خودم باید بگویم تنها چیزی که « گرایش » به آن برایم اصل است ٬  عقاید و باورهائی است که بر پایه ی چند گزاره ی عقلی و یقینی ساخته شده  است که اساسا « زمان بردار » نیستند و ربطی به گذشته و حال و آینده ندارند تا بتوان مرا « سنت گرا » نامید !

۲×۲=۴ از کی چنین بوده ؟ تا کی همین نتیجه را خواهد داد ؟! آیا اساسا ربطی به زمان دارد ؟!

قضیه ی بنیادی فلسفه که « هر چیزی خودش ٬ خودش است » متعلق به چه زمانی است ؟!

می بینید که « زمان » راهی به این گزاره ها ندارد .

مسلمان بودن بنده هم ٬ بر پایه ی همان قضایای عقلی و بدیهی بنا شده است و ربطی به « در زمان گذشته ظاهر شدن اسلام » ندارد . همچنان که نسبتی با عملکرد مسلمانان در گذشته و حال ندارد ٬ چه رسد به این که سنت را تنها به معنای « فرهنگ پیشینیان » بگیریم ! به عبارت دیگر اگر هنوز اسلام و پیامبر آن و قرآن نیامده بودند ٬ این جانب از هم اکنون به آنها « گرایش » و به درستی شان ایمان داشتم .

بنابراین پیشنهاد می کنم سایت افشا ذهن خود را از این تقسیم بندی های کلیشه ای و مبهم و اوصاف هزار پهلو ٬ رها کند و هر کسی را درست به همان شکلی که هست ببیند و معرفی کند .

۲. تروریست نامیدن بنده یا هر مسلمان دیگری ٬ تهمت محض است چرا که اسلام صددرصد با ترور مخالف است و چون امروزه از اصلی ترین تهمتهائی شده که به اسلام می زنند ٬ باید توضیح داد که ترور (teror که در لغت به معنای ترس زیاد و وحشت است اما) در معنای رایج به معنای « کشتن ناگهانی و غافلگیرانه ی افراد ٬ بی آن که جرمشان کاملا روشن و به آنان تفهیم شده باشد و آنان هم از فرصت و امکانات کافی برای دفاع از خود  ـ مانند داشتن وکیل حقوق دان ـ بهره مند باشند » گفته می شود ( که معادل با واژه ی فتک در زبان عربی است ) ٬ از سوی اسلام تحریم شده است :

ـ قد نهی رسول الله عن الفتک : پیامبر اسلام از ترور نهی کردند .( الکافی ٬ ج۷٬ ص ۳۷۵ )

ـ امام صادق علیه السلام نیز فرمودند : الاسلام قید الفتک : اسلام ترور را منع کرده است . ( الکافی ٬ ج ۷ ٬ ۳۷۵ ) 

ـ و همچنین : الایمان قید الفتک : اسلام و شیعه  ترور را منع  و حرام کرده است ( المجازات النبویة ٬ ص ۳۵۶ )

ـ پرورش یافتگان  معصومان علیهم السلام ٬ نیز از ترور کردن پرهیز می کردند همچنان که  مسلم بن عقیل با این که می توانست عبید الله بن زیاد را ترور کند ٬ اما این کار را نکرد و  گفت : « حضرت علی از رسول الله علیهماالسلام نقل فرمود که ایمان  ترور را منع کرده است و مومن کسی را ترور نمی کند » ( مناقب ابن شهر آشوب ٬ ج ۲ ٬ ص ۳۱۸ )

حتی اگر کسی ٬ شخصی دیگر  را به اتهام سب رسول الله بکشد و نتواند آن را در دادگاه ثابت کند ٬ « خودش به جرم کشتن او ٬ قصاص خواهد شد ».

و با توجه به آشکار بودن این حکم ٬ روشن است که اگر کسی با علم و عمد ـ پناه بر خدا ـ  مثلا در قالب رمان و داستانی تخیلی ٬ و در جلو دیدگان همه ی عالم رسول الله را سب کند ٬ به این معناست که چنین شخصی  خودش به مسلمانان اعلام جنگ داده  و دادگاه خود را تشکیل داده و حکم خود را هم  گرفته است و تنها باید منتظر واکنش مسلمانان باشد و هیچ کس هم کشتن دشمن در وسط معرکه ی جنگ را « ترور و حمله ی غافلگیرانه  و ... » نمی نامد 

- - - - - - - - - - -

 سایت افشا : او گمان میکند که جان اف کندی را شیخ جعفر مجتهدی کشته است و او به این دلیل کشته است که به امام خمینی اهانت کرده است. دفاع علی تهرانی از چنین حرکتی به خودی خود برای اثبات اینکه او از هم زبانان تروریست ما است کافی است.

 حدائق : ۳. اولا بنده « گمان » نمی کنم بلکه « اطمینان » دارم ! ثانیا هیچ کلمه ای در تائید آن کار در نوشته ام نیست و این از بی دقتی سایت افشا در خواندن آن نکته ناشی شده است . موضع بنده در آن نوشته تنها افسوس خوردن از این بود که چرا ایرانیان قدر استقلالی که حضرت آیة الله خمینی رضوان الله علیه برای ایران به ارمغان آورد ٬ ندانستند .

و اگر کسی اکنون داوری مرا درباره ی آن کار مرحوم مجتهدی می خواهد باید بگویم  « صرف اهانت به حضرت آیة الله خمینی رحمه الله ٬ گرچه کار بسیار زشتی است اما مجازات آن اعدام نیست و باید دید جان اف کندی دقیقا چه گفته بود و آیا اهانتش همراه با یکی از مجوزات اعدامش بود یا نه ؟ »

البته خود مرحوم مجتهدی هم کسی نبود که از قدرتهای فوق طبیعی اش در این مسائل استفاده کند و همچنان  که روزی به دوست ما ( حجة الاسلام م . ا . ) گفته بود : « هنگامی که نزد امام خمینی رفتی ٬ به ایشان بگو من می توانم صدام را با همین دو انگشتم ـ [ و انگشت اشاره و وسطی خود را نشان داد ] ـ نابود کنم اما ... » اما این کار را نکرد .

همان گونه که عارف باکرامت ٬ شیخ حسن علی اصفهانی هم با این که می توانست رضا شاه پهلوی را نابود کند ٬ اما این کار را نکرد ( نشان از بی نشانها ٬ ج ۲ ٬ ص ۴۹ ) و همان گونه که حضرت آیة الله بهجت هم می توانستند صدام را نابود کنند اما این کار را نکردند ( فریاد گر توحید ٬ ص ۱۸۶ )

خلاصه این که در نوشته ی این جانب هیچ دفاعی از آن کار نبود و نیست ( می توانید مراجعه کنید ) . 

- - - - - - - - - - - - - - - --

سایت افشا : سید علی تهرانی همچنین در یکی از پست هایش در وبلاگش تلاش کرده است که به چند مورد از اتهاماتی که در این تارنما به اسلام وارد شده است پاسخ دهد. بر خلاف بیشتر سایر تلاشهای مشابه از طرف افراد مشابه من گمان میکنم سید علی تهرانی پس از ده سال شاگردی آیت الله بهجت احتمالاً شایستگی دفاع از اسلام را بیش از کسانی که چنین تحصیلاتی نکرده اند دارد، بالاخره هرچه باشد در ده سال میتوان یک مدرک دکترا در محیط آکادمیک گرفت هرچند میان تحصیل در محیط آکادمیک و شاگردی یک آیت الله را کردن تفاوت از زمین تا آسمان است

حدائق : ۴. این جمله _ که ربطی هم به بحث ندارد _ به ظاهر برای حقیر شمردن دانشهای دینی گفته شده اما باید دانست که ویژگی علوم دینی همین است و این ، نشانه ی پرباری آن دانشها و متد ویژه ی آنهاست. متخصص شدن در یکی از رشته های علوم اسلامی _ مثلا در فقه _ به همین زمان و حتی بیشتر از آن نیاز دارد .

طلبه نخست باید زبان عربی را بخوبی بیاموزد و سپس یک دوره منطق بخواند و پس از آن در سه دوره ی کوتاه و متوسط و بلند مدت ، اصول فقه بیاموزد و در کنار آن ، سه دوره فقه استدلالی را هم به همین ترتیب بخواند و همزمان با اینها واحدهای مختصری هم از تاریخ اسلام و تفسیر قرآن و ... را پشت سر گذارد .

و پس از این دوره ها ، بار دیگر ( در دوره ی اجتهادورزی ) همه ی مسائل هر دو رشته ی اصول فقه و فقه را _ که هزاران مسأله است _ از آغاز تا پایان بررسی کرده و با همه ی سرمایه ی علمی و ذهنی و استعدادی خود ، یک یک آنها را با دقت کندوکاو کند و نظر اجتهادی خویش را به دست آورد ( که گاهی بررسی تنها یک مسأله ، چند ماه فرصت می طلبد ) .

اما ناآگاهان ، تنها خلاصه ی بخشی از زحمتهای فقیه را در یک جلد « رساله ی توضیح المسائل » می بینند و گمان می کنند این فقیه ، یک جلد کتاب نوشته است ! و نمی دانند که آن کتاب حاصل یک عمر کوشش علمی و موشکافی های اوست .

و تازه این دریای بی ساحل فقه ، یکی از شاخه های علوم اسلامی است ! متخصص شدن در تفسیر قرآن و عقاید و عرفان نظری و تاریخ اسلام و ... ، هر کدام کم و بیش همین وضع را دارد و یک عمر کوشش می طلبد .

از اینها گذشته اگر بخواهد صفات خوب اخلاقی را در خودت ملکه و عادت کند ، افزون بر دانش تئوریک اخلاق  و عرفان عملی ، باید عمری را هم در این زمینه تلاش کند تا آیا بتواند یک گوشه از اخلاقیات انسانی و الهی را در خود زنده کند یا نه !

بنابراین طولانی بودن دوره ی تحصیلات حوزوی و علوم اسلامی ، نشان از پر بار بودن آن است و البته با در نظر گرفتن این توضیحات کاملا موافقم که میان تحصیل در این دو مرکز ، تفاوت از زمین تا آسمان است !

 - - - - - - - - - - - -

سایت افشا : افزون بر این به نظر میرسد وی دستکم آدم مودبی است و میتوان با او اگر نه بر سر یک میز نشست و گفتگو کرد، حداقل از دور به سخنان او پاسخ گفت و پاسخ شنوید و شوربختانه چنین پدیده هایی در میان مسلمانان کم یافت میشوند. آخرین چیزی که من آنرا در سرشت علی تهرانی میستایم صداقت او است، به نظر میرسد علی تهرانی صادقانه معتقد به اسلام است و قصد ندارد از روی شرم، باورهای اسلامی اش را پنهان کند. من برای چنین طرز تفکری بیش از احترامی که برای افراد دروغگو و فریبکاری که خود را «روشنفکر دینی» مینامند احترام قائل هستم و معتقد هستم این افراد بیشتر به جامعه خدمت میکنند و نقش مثبت تری دارند. بنابر این تصمیم گرفتم به سخنان او پاسخ دهم و پاسخهایم را برایش ارسال کنم و این پرسش و پاسخها را بصورت یک مناظره در آورم و در اختیار همگان قرار دهم. با اینکار اگر من در باورهایم دچار خطایی باشم، متوجه آن خطاها خواهم شد، به سید علی تهرانی بعنوان یک مخالف و شاید دشمن خودم اجازه نقد و بررسی آزادانه باورهایم را داده ام و نظریات او را منتشر کرده ام، و همچنین به خوانندگان و مخاطبین تارنمای افشا این فرصت را داده ام که میان دو اندیشه کاملاً مخالف یکدیگر، یعنی اسلامگرایی سنتی و اقتدارگرایانه و بیخدایی خردگرایانه و انسانگرایی بتوانند قضاوت کنند و بهتر تشخیص دهند که کدام دیدگاه درست تر از دیگری است.

من همواره از گفتمان مستقیم و صریح و آزاد با اسلامگرایان استقبال کرده و میکنم، این اسلامگرایان هستند که سانسور میکنند و تیغ میکشند و آدم میکشند و سر میبرند. خردگرایان به دلیل قدرت و برتری خردگرایی دلیلی برای فرار از گفتمان و انتخاب سانسور بجای گفاز ن گذشته تمان ندارند. این است که امیدوارم چنین گفتگوهایی بیش از پیش در میان ما شکل بگیرد و اگر نتوانیم یکدیگر را قانع کنیم، دستکم بتوانیم تفاوت هایمان را با یکدیگر بهتر و دقیقتر بشناسیم.

حدائق : ۵.  و لابد قرار دادن آن همه طنزهای تند و تیز و گزنده و مسخره کردن اسلام و پیامبر اسلام و مسلمانان و عالمان اسلام و فحاشی های خارج از کنترل در سایت افشا ، بخشی از این « گفتمان » است ! 

- - - - - - - - - - - - -  

حدائق : ۱. کشتن چند صد یهودی خائن در یک روز به دستور رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  : افرادی مانند نویسندگان سایت افشا  که به این دستور رسول اکرم اشکال می کنند گویا تنها به تعداد این کشته شدگان در یک روز ٬ اشکال دارند نه به اصل کشتن آنان . زیرا به هر حال همه می دانند که از آغاز حکومت اسلام تا پایان زندگانی پیامبر ٬ اسلام سبب کشته شدن بسیاری از دشمنان شد و این نویسندگان به آن اشکالی نمی کنند .

سایت افشا : در انتهای این پاراگراف نویسنده نوشته است که ما به کشته شدن بسیاری از مردم توسط محمد پیامبر اسلام اشکالی وارد نمیکنیم، این حرف کاملاً غلط است و نویسنده از روی نا آشنایی خود با تارنمای افشا این حرف را زده است، تا جایی که ممکن بوده است ما بطور مفصل و مستند به ترورهایی که پیامبر اسلام انجام داده است در تارنمای افشا اشاره کرده ایم و آن ترورها را محکوم کرده ایم، سیاهه ای از افرادی که توسط پیامبر تروریست اسلام ترور شده اند و شرحی کوتاه از شیوه ترور شدن آنها را میتوانید در بخشی با فرنام محمد و ترور دشمنان شخصی اش بیابید. از این گذشته به کشتارهای جمعی دیگری که پیامبر اسلام و مسلمانان در طول تاریخ اسلام آنها را انجام داده اند نیز در تارنمای افشا پرداخته شده است.

حدائق : ۶. اولا : آنچه در نوشته ی موسوم به « محمد و ترور دشمنان شخصی اش »  آمده ٬ به نقل از کتابهای اهل سنت ( مانند صحیح بخاری و مسلم و تاریخ طبری ) است و روشن است  که نباید آنها را برابر شیعیان قرار داده و مبنای اشکال و بحث با آنان دانست . شیعه حتی آنچه هم کیشان خودش نقل کرده ٬ پس از نقد و بررسی و کاوشهای فراوان می پذیرد یا رد می کند ٬ چه رسد به کتابهای اهل سنت و بویژه کتابهائی مانند صحیح بخاری  که کاملا غرض ورزانه نوشته شده است و گاهی رویدادهای یقینی تاریخ اسلام و فرمایشهای متواتر رسول الله را به دلیل تعصبات مذهبی اش نقل نمی کند !

۷. ثانیا : مگر همین صحیح بخاری نیست که نقل کرده « کعبه ۴۰ سال پیش از بیت المقدس ساخته شده است » در حالی که هر تاریخ دان کافر و مسلمانی می داند که کعبه را حضرت ابراهیم بنا کرده است و بیت المقدس را حضرت داوود و سلیمان و میان آنها هم قرنها فاصله است !

پس چه معنا دارد که سایت افشا هر چه در این کتابها نوشته شده است ٬ به دیده ی قبول و بدون جرح و تعدیل می پذیرد ؟!

۸. ثالثا : سایت افشا همان مواردی را هم که از این کتابها بازنویسی کرده است  با حذف مواردی که نمی پسندد نقل کرده و سپس با پیش فرضهای و قالب ذهنی خود به نتیجه گیری از آن پرداخته است .

مثلا دلیل کشتن کعب بن اشرف را « در گیری لفظی (!) با رسول الله » می داند در حالی که باید دانست کعب حتی پیش از جنگ بدر اشعاری در هجو خاتم پیامبران می سرود اما حضرت رسول از آنها چشم پوشی می کردند و شش ماه پس از جنگ بدر همراه ۴۰ نفر نزد ابوسفیان ( دشمن سرسخت مسلمانان ) رفت و او را برای جنگی دوباره با پیامبر و مسلمانان تحریک کرد و با وی هم پیمان شد و علاوه بر آن اشعاری سرود که در آنها زنان مسلمان ( و خاکم به دهن ، حتی زنان رسول الله ( را به بدترین شکل غیرقابل بیان ، تشبیب کرد و خبر این یمان شکنی هم به وسیله ی یک زن یهودی به رسول الله رسیده بود و « فردای آن روز که وی از سوی دشمنان رسول الله به مدینه بازگشت » به دستور پیامبر هلاک شد با این که با رسول الله پیما بسته بود که نه خودش با ایشان بجنگد و نه دشمنان ایشان را یاری کند و نه ... ( نگ : بهجة المحافل ، ج ۱ ، ص ۲۱۴ و تاریخ الخمیس ، ج ۱ ، ص ۴۶ و الکامل ، ج ۲ ، ص ۳۵ و الصحیح من السیرة ، ج ۸ ، ص ۵۰ و ۷۷ و ج ۶ ص ۳۹ و المغازی ، ج ۱ ، ص ۱۸۴ و ۱۹۰ و النهایة ، ج ، ص ۲۸ و سبل السلام ، ج ۴ ، ص ۶۳ ) و این حکم اعدام هم مطابق عهدنامه بود و تازه رسول الله تخفیفاتی هم برای او اعمال فرمودند ( بحارالانوار ، ج ۱۹ ، ص ۱۱۰ و ۱۱۱ ) گذشته از این که مطابق قوانین تورات خودشان بود ( سفر تثنیه ، فصل ۲۰ ) و خوب است اضافه کنیم که روزی رسول الله و یارانشان به خانه ی کعب رفته و مهمان او بودند اما کعب شخصی را نزد یهود فرستاد و پیام داد که « اگر می خواهید محمد را بکشید ، او هم اکنون مهمان من است » . ( منتهی المطلب ٬ ج ۲ ٬ ص ۹۸ ) و باید توجه کرد که حتی پس از آن ٬ هنگامی که یهود دوباره نزد رسول الله آمدند ٬ خودشان می دانستند که پیمان شکنی کرده اند و سزای کعب طبق پیمان ٬ مرگ بود ٬ بنابراین تنها از رسول الله خواستند که پیمان تازه ای با آنان منعقد کنند ( دلائل النبوة ٬ ج ۳ ٬ ص ۱۹۸ )

اما سایت افشا بی آن که اشاره کند که کعب چه پیمانی با رسول الله داشت و پیمان را تا چه مرحله ی شکست ٬ همه ی زوایای داستان را سانسور کرده و آن را تنها در حد « درگیری لفظی » با رسول الله تنزل داده ! ( گرچه همان سب رسول الله هم دلیل مستقلی برای هلاک کعب می تواند باشد و از خطوط قرمز اسلام است )

سایت افشا همچنین گفته است : آیا رسول الله با توجه به عهد نامه ای که با یهود داشت رفتار کرد ؟! آیا نمی توانست با توجه به قانون محلی یا عهد نامه با یهود برخورد کند ؟! » که پاسخ دادیم تازه رسول الله منت هم بر آنان نهادند و از برخی مجازاتهای آنان چشم پوشی کردند چرا که همان روزهای نخست ورودشان به مدینه با همه ی یهودیان آن جا ـ و از جمله با بنی النضیر ـ پیمان بستند که « یهود هرگز دشمنی از دشمنان رسول الله یا یاران ایشان را ٬ کمک نکند ٬ نه با زبان و نه با دست و نه با سلاح و نه با مرکب و نه پنهانی و نه آشکار و نه در شب و نه در روز ... و اگر بر خلاف این عمل کند ٬ دست پیامبر در ریختن خون آنان و اسیر کردن زنان و فرزندانشان و ضبط دارائی هایشان ٬ باز خواهد بود » ( بحارالانوار ٬ ج ۱۹ ٬ ص ۱۱۱ )

از اشتباهات دیگر سایت افشا در بررسی این واقعه ٬ مانند نسبت دادن قتل اوریا به حضرت داوود ـ که از جمله دروغهائی است که وارد متون یهود شده ( کتاب دوم سموئیل ٬ باب ۱۱ ) ـ بگذریم  که خود یهودیان هم امروزه از بیان این بخشهای تورات و تلمود شرم دارند و آنها را دروغ می دانند و تحقیقات تاریخی هم این را نشان می دهد اما از نظر سایت افشا ٬ حقیقتی مسلم فرض شده است !

گفتنی است که در داستان کعب ٬ کتابهای تاریخ ابهاماتی دارد که مهمترین آنها زمان هلاک اوست که با فاصله های نسبة زیاد از هم نقل شده است مثلا برخی نوشته اند که وی پس از جنگ احد با ۷۰ نفر نزد ابوسفیان رفت که خودتان می توانید اینها را در منابع یاد شده بخوانید .

این ٬ نخستین کسی است که سایت افشا در نوشته اش آن را « دشمن شخصی رسول الله و اعدامش را تنها برای درگیری لفظی با پیامبر » می داند ٬ به همین ترتیب به درستی و ارزش علمی و تاریخی موارد دیگر ٬ پی ببرید ! 

- - - - - - - - - - - - - - -

سایت افشا :از نظر من کشته شدن هر انسان بیگناهی توسط پیامبر اسلام نشان از پیامبر نبودن این شخص و بلکه تروریست، آدمکش و قتل عام  گر بودن وی دارد.

حدائق : ۹. از نظر ما نیز کشتن حتی یک انسان بی گناه به دست مدعی پیامبری ٬ نشان از پیامبر نبودن اوست . گرچه در منطق سایت افشا دیگر کشتن « یک » انسان را قتل « عام » نباید نامید و این تعبیر تنها با منطق اسلام درست  است که کشتن « یک » انسان را برابر با کشتن « همه ی » مردم می داند .

- - - - - - - - - - - -

سایت افشا :اما تاکید بر کشته شدن یهودیان بنی قریظه که شرح کامل آنرا میتوانید در بخشی با فرنام در ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد؟ از این رو است که این فاجعه انسانی اوج انسان ستیزی و توحش پیامبر اسلام و هواداران اسلام را نشان میدهد. بر روی شخصی که دستور قتل صدها نفر انسان بیگناه در یک روز را صادر میکند قطعاً نمیتوان نام انسان را گذاشت چه رسد به پیامبر. از طرفی دفاع سید علی تهرانی از این جناینت نشان از تخریب انسانیت در وجود وی توسط آیین اسلام ستیز اسلام را دارد و خود سند دیگری است بر اینکه اسلام موجب فساد اخلاقی در هوادارانش میشود

حدائق : ۱۰. آنچه سایت افشا در نوشته ی موسوم به « در ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد ؟ » نوشته و آن را شرح  « کامل و واقعی » آن اتفاق نامیده و ... ٬ متأسفانه نه کامل است و نه واقعی !

همچینین مدعی شده : « بنی قریظه تنها به این دلیل مورد حمله قرار گرفتند که در حمله ی قریش به مدینه ٬ از مسلمانان دفاع نکرده بودند ! و سرانجام بدون هیچ شرطی تسلیم شدند ! و پیامبر اسلام پیشنهاد کرد که سعد بن معاذ قاضی این ماجرا بشود ! و ... »

در حالی که نیم نگاهی به کتابهای تاریخ ٬ دروغ بودن همه ی اینها را آشکار می کند . بخوانید و ببینید :

بنی قریظه ( بر خلاف پیمانی که با رسول الله داشتند ) در جنگ خندق به دشمنان رسول الله پنهانی کمک کرده بودند ( برای آنان آزوغه فرستاده بودند ) و قتی دیدند مدینه از سوی دشمنان اسلام محاصره شده ٬ پیش بینی کردند که مسلمانان شکست خواهند خورد ٬ با وسوسه ی حیی بن اخطب آشکارا پیمان خود با رسول الله را شکستند و حتی نوشته ی خود را آورده و پاره کردند و ۲۰۰۰ سرباز از قریش و غطفان گرفتند و حیوانات خود را هم از صحرا جمع آوری کرده و درون قلعه ی خود بردند و حتی عملیات ایذائی خود را به درون مدینه کشاندند و نقشه داشتند که در نبود رسول الله و مسلمانان آن جا را تصرف و غارت کنند .

اما بر خلاف پیش بینی آنان ٬ مسلمانان در جنگ پیروز شدند .

 همان اوایل پاره کردن پیمان از سوی بنی قریظه ٬ یکی از اطرافیان رسول الله ـ که با یهود سر و سری هم داشت ـ خبر پیمان شکنی آنان و آماده شدن برای جنگ را به رسول الله رساند . رسول الله برای اطمینان از خبر وی ٬ زبیر را فرستاد تا تحقیق کند ٬ زبیر گزارش آورد که بنی قریظه مشغول محکم کردن قلعه ی خود و جمع کردن دامهایشان به درون دژ و ... هستند . رسول الله بار دیگر سعد بن معاذ و سعد بن عباده  را برای تحقیق بیشتر از درستی این گزارشها نزد آنان فرستادند تا اگر واقعا جبهه ی جدیدی گشوده اند ٬ پیامبر را آگاه کند . آن دو هم گزارش آوردند که « بله ٬ بنی قریظه آتش جنگ افروخته اند و در دژ را هم بسته اند و زشت ترین دشنامها را هم به ما دادند و ... » از سوی دیگر برای رسول الله خبر آمد که در مدینه هم دست به کارهائی زده اند و رعب و وحشت ایجاد کرده اند . رسول الله با یارانش به سمت این جبهه ی جدید رفتند ٬ و سر انجام بنی قریظه پس از این که دیدند بر خلاف محاسبات آنان ٬ دشمنان اسلام شکست خورده اند ٬ سه طرح را میان خود بیان کردند . یکی این که چون پیامبری حضرت محمد قطعی و مسلم است ٬ و تورات هم آن را تصدیق کرده [ دقت کنید ! ] بنی قریظه همگی مسلمان شوند  . دوم این که زنان و کودکان خود را بکشند تا با خاطری آسوده جنگ را ادامه دهند و سوم این که از سادگی مسلمانان که گمان می کنند یهود در شب شنبه نخواهد جنگید ٬ استفاده کنند و به مسلمانها شبیخون بزنند . ارفاقاتی هم از پیامبر خواسته بودند ( مانند این که ابولبابه ی مسلمان را برای مشورت بفرستد نزد آنان و پیامبر هم این کار را کردند ) و باز این ارفاق را خواستند که پیامبر اجازه بدهد سعد بن معاذ ( یکی از مسلمانان که دوست سابق بنی قریظه بود ) درباره ی آنان داوری کند و هر حکمی که سعد گفت ٬ آنان قبول دارند . پیامبر اسلام این ارفاق را هم در حق آنان کرد ( زیرا احتمال داشت که سعد حکم به بخشودن همه ی آنان می کرد ٬ همان گونه که مسلمانان قبلا هم پیمان شکنی یهودیان را بخشوده بودند ) اما بر خلاف طمع آنان سعد رحمة الله علیه این بار حکم به اعدام مردان بنی قریظه کرد ( المغازی ٬ ج۲ ٬ ص ۴۵۵ تا ۴۵۸ و سیره ی حلبی ٬ ج ۲ ٬ ص ۳۴۵ و ۳۳۵  و  ۴۵۵ تا ۴۵۸ ) 

می بینید که پیامبر اسلام حق داشتند هیچ یک از این ارفاقها را هم در حق آنان انجام ندهند چرا که به بدترین شکل پیمان شکنی کرده بودند ( هم دشمنان آنان را یاری کرده بودند و هم خودشان جبهه ی تازه ای گشوده بودند و هم عملیات خود را آغاز کرده بودند ـ آن هم از پشت سر مسلمانان ٬ یعنی از مدینه ـ بگذریم از این که دشنامهای بسیار بسیار زشتی از بالای دژ به رسول الله و مسلمانان می دادند که انسان حتی از خواندشان در کتابهای تاریخ شرم می کند و بنده آنها را نقل نکردم  ( خودتان در المغازی بخوانید ) تا جائی که حضرت علی علیه السلام از پیامبر خواستند که نزدیک قلعه نشوند اما پیامبر فرمودند : « گمان می کنم که مرا دشنام می دهند که تو می خواهی نزدیک نشوم ؟ » و حضرت علی علیه السلام فرمودند : « بله ٬ همین طور است » 

در هر صورت ٬ سعد بنا بر پیمانی که رئیس بنی قریظه و مسلمانان امضاء کرده بودند که در صورت نقض مفاد آن ٬ دست پیامبر اسلام در اعدام مردان آنان و اسیر کردن زنان و کودکانشان و ضبط اموالشان باز خواهد بود ( بحار الانوار ٬ ج ۱۹ ٬ ص ۱۱۱ ) حکم به اعدام مردانشان کرد و توجه داشته باشیم که علاوه بر آن پیمان ٬ در همان تورات یهود نیز آئین جنگ همین بود که مردان را اعدام کنند و ... (تورات ٬ سفر تثنیه ٬ فصل ۲۰ ) .

می بینید که بر خلاف ادعای سایت افشا ٬ جرم بنی قریظه این نبود که در حمله ی دشمنان قریشی به مسلمانان کمک نکرده بودند  و تسلیم شدنشان هم بی قید و شرط نبود ( بلکه خودشان وارد جنگ شده بودند و پس از دیدن پیروزی مسلمانان بر قریش و دیدن ضعف خود تسلیم شدند  و شرط هم کردند که هر چه سعد حکم کرد ٬ رسول الله همان را اجرا کند ! چه دشمن پر رو و پر توقعی که وقتی چاره ا ی جز شکست هم ندارد ٬ برای شکست خود شرط می گذارد ! ) داوری سعد هم به پیشنهاد بنی قریظه بود ( نه چنان که سایت افشا می گوید به پیشنهاد رسول الله ! )

چهارمین اشتباه سایت افشا این است که گمان می کند رسول الله تنها در پی یک امر قدسی ( اخبار جبرئیل ) از موضوع پیمان شکنی و خنجر از پشت زدن بنی قریظه آگاه شدند و می خواهد این را دستاویز این اشکال کند که  « این امر هم اثبات نشدنی است ٬ پس ... » در حالی که در چهار مرحله و از  سوی پنج نفر ( زیرا رسول الله ٬ حضرت علی را هم پس از چهار گزارش چهار نفر قبلی ٬ برای خبر آوردن فرستادند : الارشاد ٬ ج ۱ ٬ ص ۱۰۹ ) این جنگ افروزی و پیمان شکنی بنی قریظه به گوش رسول الله رسیده بود ( گر چه جبرائیل هم این اخبار و اوامر را می آورد )

- - - - - - - - - - - -

سایت افشا :  همچنین پافشاری بر روی این واقعه از آن روی رخ داده است که واقعه مشابهی در نظام خلافت اسلامی رخ داده است و خود آیت الله خمینی این واقعه تلخ (قتل عام زندانیان سیاسی) را به کشتار بنی قریظه تشبیه کرده است (برای شنیدن صدای خمینی در این مورد اینجا را کلیک کنید)، بنابر این واقعه بنی قریظه از آن جهت نیز که بخشی از معضلات امروزی ما نیز به آن ارتباط دارد و به عده ای قداره کش و آدمکش این مشروعیت را میدهد که دست به قتل عام بزنند، اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند.

حدائق : ۱۱. اولا اصطلاح « خلافت اسلامی » در فقه اهل سنت رائج است و آنان هستند که هر حاکمی بر مسلمانان حکومت کند را ٬ خلیفه ی رسول الله می دانند اما در جامعه ی شیعی مفاهیم واصطلاحاتی مانند « نیابت یا مرجعیت یا ولایت » با معانی ویژه ی خود ٬ کاربرد دارد و سایت افشا از ناآگاهی خود این اصطلاح را به کار برده و چون ربط مستقیمی به موضوع سخن ندارد ٬ از بیان معانی و  تفاوت اینها می گذرم .

۱۲. ثانیا اگر نام دو منبع اصلی اسلام ( قرآن و سیره ی معصومان علیهم السلام ) را « اسلام یک » بنامیم و برداشتی که فقیهان و اسلام شناسان از آغاز اسلام تا کنون از آن کرده اند و در کتابها موجود است ٬ « اسلام دو » بخوانیم و آنچه از مسلمانان در طول تاریخ اسلام سرزده ٬ « اسلام سه » بدانیم ( همچنان که شخصی این تقسیم بندی را کرده است ) آنگاه باید عرض کنم آنچه از نظر این جانب قابل دفاع است ـ و صددرصد هم قابل دفاع است ـ تنها همان اسلام یک است و اگر کسی به اسلام دو و سه اشکالی دارد ٬ باید از افراد معرفی شده و مربوطه بپرسد .

- - - - - - - - -

سایت افشا : این ماجرا بیانگر این واقعیت تلخ است، که در دین اسلام قتل عام کردن مخالفین اسلام قانونی و اخلاقی به شمار میرود و همه مردم جهان باید از این واقعیت آگاه شوند

حدائق ۱۳. دروغ محض است ! مخالفان اسلام ـ چه آن گروه که در درون حکومت و قلمرو اسلام باشند و چه آن عده که خارج از آن باشند ـ تا زمانی که تنها « مخالف » باشند و به اسلام یا مسلمانان « اشکال کنند » ٬ از سوی اسلام در امنیت کامل هستند . یعنی اگر مخالفت و گفتگوی انتقادیشان به « دشمنی مسلحانه » یا « توطئه برای براندازی نظام اسلام » یا « سب رسول الله » نرسد ٬ اسلام نه تنها با آنان سر جنگ ندارد و کشتن آنان را جائز نمی داند ٬ بلکه مدافع حقوق انسانی و شهروندی آنان هم هست و سیره ی رسول الله با دشمنان و حتی منافقان توطئه گر اطرافشان هم همین گونه بود ( مانند برخوردشان با عبدالله بن ابی ) .و مگر اقلیتهای دینی که این همه حقوقشان در قرآن و اسلام مورد تاکید قرار گرفته ٬ مخالف اسلام نیستند ؟! همچنین آیاتی در سفارش به هم زیستی مسالمت آمیز با همه ی مردم زمین ( حتی کافران محض محض ) در قرآن هست ( مانند سوره ی انفال ٬ آیه ی ۶۱ و سوره ی ممتحنه ٬ آیه ی ۸ و سوره ی نساء ٬ آیه ی ۹۰ و سوره ی توبه ٬ آیه ی ۴ )

- - - - - - - - - - -  

سایت افشا : از این گذشته نویسنده از صفت «خائن» برای قربانیان پیامبر اسلام استفاده کرده است. از نویسنده دعوت میکنم توضیح دهد که چرا تمامی مردان قبیله بنی قریظه از نظر این شخص خائن هستند و همگی آنها سزاوار مرگ بوده اند.

حدائق: ۱۴. اگر سایت افشا نمی داند که « شکستن پیمان » و « کمک کردن پنهانی  به دشمنی که قصد نابودی انسان را دارد در حالی که پیمان آن را نهی و منع می کند » و « همدست شدن با او برای کشتن انسانی که طرف پیمان است  » و « کشاندن جنگ به پایتخت و مرکز طرف پیمان » و « سر انجام رسما اعلام جنگ دادن با هم پیمان صلح ( یادم رفت بگویم که حتی یکی از زنان بنی قریظه با پرتاب کردن سنگ آسیابی از بالای قلعه بر سر یکی از مسلمانان ٬ او را شهید کرد ٬ ببینید چه معرکه ای  آن جا بر پا بود ! ) » و ... ٬ معنای خیانت می دهد ٬ آنگاه بنده حاضرم یک « فرهنگ لغت » برای سایت افشا بفرستم !

همه ی کارهائی که همه ی مردان بنی قریظه کردند دقیقا ضد پیمانی بود که با مسلمانان داشتند و سزایش هم طبق پیمان نامه ٬ مرگ بود  ( همان گونه که به نقل از بحارالانوار ٬ ج ۱۹ ٬ ص ۱۱۱گذشت ) و خودشان هم می دانستند و حتی ضد دین خودشان بود  ( چنان که حیی بن اخطب هنگامی که برای اعدام می رفت همین را به یکی از یاران پیامبر گفت : الارشاد ٬ ج ۱ ٬ ص۱۱۲ ). همه ی اینها را در منابع یاد شده ( بویژه المغازی که بسیار قدیمی است ) بخوانید

- - - - - - - - - - - - - - - -

حدائق : بنابراین تنها توجه به این نکته کافی است که در آئین اسلام ٬ در هیچ شرایطی ریختن حتی یک قطره خون ناحق ٬ روا نبوده و گناه بسیار بزرگی شمرده می شود . اما اسلام به همان اندازه که دین رحمت و محبت است ٬ دین عدالت و جهاد هم هست و از پیروان خود ٬ می خواهد که هماره در اجرای احکام اسلام ٬ ملاحظه ی هیچ کس و هیچ چیز را نکنند

سایت افشا : به نظر میرسد علی تهرانی این مسئله ساده را نادیده میگیرد که این تنها آیین اسلام نیست که ریختن خون ناحق را روا نمیدارد، اساساً هیچ آیین و انسانی (حتی شرور ترین انسان ها) ریختن خون ناحق را روا نمیدارند. مسئله اینجا است که تعریف «خون ناحق» چیست؟ بعنوان مثال کشتن یهودیان از نظر هیتلر و پیامبر اسلام «ریختن خون ناحق» نبوده است. کشتن سرخ پوستها از نظر سفید پوستها در زمان یورش اروپایی ها به جهان جدید نیز از نظر سفید پوستها «ریختن خون ناحق» نبوده است، کشته شدن علی بن ابیطالب توسط ابن ملجم نیز از نظر او «ریختن خون ناحق» نبوده است. بنابر این تمام مسئله به این باز میگردد که «ریختن خون ناحق» یعنی چه، یا در چه زمانی یک فرد حق دارد فرد یا افراد دیگری را بکشد؟

بیگناهکار یا گناهکار بودن مسئله ای مطلق نیست، بیگناهی یا گناهکار بودن یک شخص را تنها میتوان با مقایسه رفتار او با یک سری قوانین و یا اصول اخلاقی تشخیص داد. تعریف بیگناه از نگر اسلام و علی تهرانی چیست؟ روشن است که از نگر اسلام بیگناه انسانی است که قوانین اسلام را زیر پا نمیگذارد. مثلاً کسی که مرتد میشود از نظر اسلام دیگر بیگناه نیست، گناه او ارتداد است. حال حقوق انسانها در اسلام کاملاً متفاوت با حقوق انسان ها در اطلاعیه جهانشمول حقوق بشر است، بر اساس قوانین انسانی ارتداد جرم حساب نمیشود، اما بر اساس قوانین اسلامی ارتداد جرم است، بنابر این کسی که ما به او میگوییم بیگناه از نظر علی تهرانی گناهکار است، این است که علی تهرانی قبل از اینکه بخواهد این ادعا را مطرح کند (چون باید از روی مشترکات بحث کند) باید حقانیت اسلام را ثابت کند.

با این توضیحات روشن است که  اینکه گزاره «در آئین اسلام ٬ در هیچ شرایطی ریختن حتی یک قطره خون ناحق ٬ روا نبوده و گناه بسیار بزرگی شمرده می شود» هیچ امتیاز و نکته مثبتی برای اسلام نیست و این سخن نویسنده در واقع مردم فریبی است. برای روشن تر شدن موضوع یک مثال میزنم، ممکن است شخص گاوپرستی معتقد باشد که "تمام مسلمانان را باید کشت"، و وقتی چنین شخصی محکوم به انسان ستیز بودن شود او پاسخ دهد که «از نظر من کشتن هیچ انسان بیگناهی درست نیست، اما خوب مسلمانان بیگناه نیستند، خائن هستند چون گوشت گاو میخورند و گاو حیوان مقدسی است»، سخن علی تهرانی هم شباهت بسیاری به این سخن دارد.

اینجا است که تفاوت میان آیین انسان ستیز اسلام و سایر آیین ها و تفاوت میان یک آدمکش حرفه ای مثل پیامبر اسلام و سایر انسان ها روشن میشود. اسلام و پیامبر اسلام به خود اجازه داده اند که مخالفان و منتقدینشان را بکشند و نام این کار زشت و غیر انسانی را «جهاد» گذاشته اند

حدائق : ۱۵. پس از آن که یکی از نویسندگان سایت افشا (= علی سینا )مدعی شد با یکی از مراجع تقلید مناظره ای کرده و آن را در سایت افشا منتشر کرد و سپس آن مرجع تقلید در ضمن تکذیب آن خبر به سایت افشا آموخت که « مقدمات بحث باید مورد قبول دو طرف بحث باشد و از روی مشترکات باید بحث کرد » اکنون خیلی خوشحالم که می بینم سایت افشا در این جا برای یافتن معنای گناه کار در اسلام ٬ ابتدا حقانیت اسلام را مطالبه می کند .

اما اشتباهی که سایت در این جا مرتکب شده ٬ این است که درنیافته پاسخ پیشین بنده ٬ برای چه پرسشهائی بود . جوابی که در این جا داده بودم برای تبرئه ی اسلام از اتهام « تروریست بودن و بی حساب و کتاب کشتن انسانها » بوده . یعنی هم توجه دادن به نامسلمانی بود که گمان می کرد اعدام انسانها در اسلام بی ملاک و بی قانون است و هم توجه دادن به مسلمانی بود که از شنیدن ۷۰۰ کشته ی بنی قریظه ٬ با تحریف تاریخ از سوی سایت افشا دچار این توهم شده بود که در اسلام جان انسانها را فله ای و کیلوئی ! می گیرند . بنابراین اگر کسی مسلمان نباشد و اعدام دشمن را هم در هر صورت غیر انسانی بداند ( حتی اگر مجازات اعدام در پیمان نامه ذکر شده و قانونی باشد ) می تواند مانند سایت افشا به اعدام بنی قریظه اشکال کند اما نمی تواند زیادی کشتگان را دستاویز اشکالی دیگر کند ( دقت کنید ! )  

پس اگر سایت افشا کمی دقت می کرد ٬ زحمت درازنویسی این قسمت را به خود نمی داد و مرا هم مردم فریب نمی نامید!

۱۶. دیگر خطای سایت افشا ـ که این جا و جاهای دیگر مرتکب شده ـ این است که خود را ملتزم به « اطلاعیه (!) ی جهان شمول(!؟!) حقوق بشر » معرفی می کند و آن را برنامه ی کامل و بی عیب و نقص زندگی بشر می داند ٬ در حالی که در همان « منشور حقوق بشر » آزادی ادیان به رسمیت شناخته شده است ٬ پس چرا افشائیان دشمن هر دینی ( اسلام و غیر اسلام ) هستند و آشکارا در حذف دین از زندگی بشر می کوشند ؟!

و اگر سایت افشا بگوید : « این یک مورد ٬ اشتباه اطلاعیه(!)ی حقوق بشر است » پس چرا  این گونه مدافع و عاشق سینه چاک نوشته ای است که اشتباهی به این بزرگی (= سخن از دین و به رسمیت شناختن ادیان !) در آن راه یافته ؟!  و  چرا به دیگر انسانها حق نمی دهد با استدلالهای خود ٬ مخالفِ بند دیگری از آن باشند و چرا آن را جهان شمول می داند ؟!

۱۷. از دو ـ سه اشتباه دیگر این قسمت بگذریم . مانند این که نوشته : « اسلام اجازه ی کشتن مخالفان و منتقدانش را می دهد و این را جهاد می نامد » و گفتیم که صرف مخالف و منتقد بودن ٬ هرگز از دیدگاه اسلام در این دنیا کیفری ندارد

- - - - - - - - - - - - - -

سایت افشا :جهاد آشکارا تجاوز بر دیگران است، در اثبات این مدعا میتوانید به نوشتاری با فرنام سفسطه در مورد آیات جنایی قرآن، که این آیات جنبه دفاعی دارند! مراجعه کنید. در اصطلاحات امروزی به چنین دیدگاه سیاسی فاشیسم میگویند، اندیشه ای اندیشه فاشیستی است که مخالف و منتقد خود را بر نتابد. دین اسلام یک دین فاشیستی است زیرا به مخالف و منتقد خود نه تنها حقوق برابر و حق مخالفت و نقد و برخورداری از حقوق برابر با موافقان اسلام را نمیدهد بلکه حق حیات را نیز برای آنها قائل نیست. زشتی دین اسلام خیلی بیشتر از این حرفها هست و زشتی های اسلام بیش از اینها است. اسلام دسته های متعددی از نامسلمانان از جمله مرتد ها را نجس میداند و خون و مال آنها را مباح میداند. آیا آقای علی تهرانی میتواند درک کند که اسلام با این تعریف از فاشیسم، دینی کاملاً فاشیستی است؟

حدائق : ۱۸. یکی از اشتباهات بزرگ سایت افشا ـ که بازتابش را در این جا هم می بینید ـ این است که پیش از بحث درباره ی « حقیقت انسان »  ٬ می خواهد « حقوق او » را بشناسد .

روشن است که ابتدا باید ببینیم حق و حقوق انسان  و منبع اکتشاف آن  چیست که جهاد ٬ « تجاوز » به آن باشد ؟  در نوشته های سایت افشا تنها سه چیز منبع حقوق انسان معرفی شده است : ۱.منشور حقوق بشر سازمان ملل ۲. فهم نویسندگان سایت افشا ۳. این که ما در قرن پانزدهم هجری قمری زندگی می کنیم  !

تعجب نکنید ! دو مورد آخر نیز از نظر آنان منبع این حقوق است ! و بنده از آغاز تا پایان این پاسخها به بیان نادرستی همین ها می پردازم اما گفتن این نکته در این جا به دو منظور بود . یکی ـ همچنان که گذشت ـ این است که آنها حتی در ادعای طرفداری از منشور حقوق بشر نیز صادق نیستند ٬ چرا که در آن آزادی انسانها در دینداری ( و به تبع آن ٬ اصل دین ) « حق » شمرده شده است اما سایت افشا آشکارا منکر و دشمن هر دینی است .

و انگیزه ی دوم ـ که بسیار مهم است ـ  مقدمه ای است برای دیگر پاسخها ٬ از جمله مشروعیت جهاد ابتدائی ـ که خواهد آمد ـ .

اما درباره ی جهاد : سایت افشا چند خطا در این جا مرتکب شده است . یکی این که جنگهائی که  رسول الله درگیر آنها شد ٬ جهاد ابتدائی می داند ٬ در حالی که تاریخ آنها در کتابها و در دست رس ماست و با مطالعه ی آنها به نادرستی این ادعا می توان پی برد . در همه ی آنها این دشمنان بودند که جنگ را آغاز کرده بودند . حتی جنگ بدر هم که شاید شبهه ی ابتدائی بودن دارد ٬ به سبب ستمی بود که مکیان به مسلمانان در ضبط اموال آنان کرده بودند و دستور پیامبر در آغاز ٬ به تقاص ( که بازگرداندن حق خود است ٬ نه گرفتن حق دیگران ) تطابق دارد و جنگ از زمانی شعله گرفت که یکی از مشرکان برای نشان دادن قدرت خود ٬ گفت یا از آب حوضی که مسلمانان درست کردند ٬ می نوشد یا آن را خراب می کند یا می جنگد تا کشته شود اما از بخت بدش سومین گزینه اش برای او رقم خورد ! ( تاریخ طبری ٬ ج ۲ ٬ ص ۱۴۹ ) . 

و چون نقل تاریخ و چگونگی آنها به درازا می کشد ٬ می توانید در کتابهای مربوطه مانند فروغ ابدیت بخوانید .

۱۹. اشتباه دوم سایت افشا این است که آیاتی از قرآن که مربوط به جهاد ابتدائی است و با کمترین توجهی به محتوای آن می توان این را فهمید ٬ مربوط به جهاد ابتدائی دانسته است . بخوانید :

ـ سوره ی مائده ٬ آیه ی ۳۳ : سزای کسانی که با خدا [باوران] و پیامبر او « می جنگند » و در زمین به تباهی می کوشند ٬ جز این نیست که کشته شوند یا ...

ـ سوره ی توبه ٬ آیه ی ۱۲ : و اگر سوگندهای خود را پس از « پیمان شکستند » و شما را در دینتان طعن زدند ٬ پس با [این] پیشوایان کفر بجنگید تا [از « پیمان شکنی]» دست بردارند .

ـ سوره ی بقره ٬ آیه ی ۱۹۰ : و در راه خدا « با کسانی که با شما می جنگند » بجنگید .

پس این نیز تحریف بزرگی از سوی نویسندگان سایت افشاست که آیات قرآن را ناقص نقل می کند و بی توجه به تصریحاتی که در خود آیات است ٬ آن آیات را به جهاد ابتدائی ربط داده !

۱۹. اشتباه سوم افشائیان این است که جهاد ابتدائی را تجاوز به دیگران دانسته است در حالی که همان جهاد ابتدائی ( که البته از آغاز اسلام تا کنون در هیچ حکومت مشروعی پیش نیامده و می دانید که جنگهای حضرت علی علیه السلام هم با مسلمانان شورشی بود نه جهاد ابتدائی ) ـ همان گونه که در کتابهای فقهی آمده ـ مکانیزم و احکامی دارد که هیچ گاه به اجبار کردن کافران برای مسلمان شدن ٬ نخواهد انجامید و آنان می توانند با حفظ باورهای خود به حکومت مرکزی اسلام پیوسته و شهروند آن باشند و حکومت اسلام نیز « وظیفه دارد » همه ی حقوق آنان را رعایت کند و حتی در زمان امام مهدی عجل الله فرجه هم ٬ غیر مسلمانان چنین خواهند بود ( بحارالانوار ٬ ج ۵۲ ٬ ص ۳۷۵ تا ۳۸۱ ).

ممکن است سایت افشا به اصل وجود این قانون ( صرف نظر از این که تا کنون اجرا شده یا نه ) اشکال کند . در این جا پاسخ مهم و اصولی ما این است که اسلام برای اثبات برخی از احکام خود ( مانند همین جهاد ابتدائی ) هماره انسانها را به زیربناهای آئین خود ( که همان اثبات خدا و پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ) است احاله می دهد و میدان پرسش و پاسخ و رد و قبول و اثبات و انکار را در آن جا بسیار فراخ و باز می گذارد و برای اثبات حقانیت خود و این که مصالح انسانها را خوب می داند ٬ به هر شکلی ( از استدلال گرفته تا آوردن معجزه ) اقدام می کند و گام به گام با پاسخ دادن به اشکالات و ابهامات انسان ٬ هرم معارف و دستورات خود را بنا می کند و گر چه مصالح بسیاری از احکام خود را نیز بیان می کند و باقی احکام خود را هم داری مصالح می شناساند ـ که بخشی از این مصالح گفته و ناگفته را ذهن بشری ما می فهمد و بخشی دیگر را شاید همگان نفهمند ـ اما دست کم با همه ی انسانها با منطق اقناع و استدلال برخورد می کند گر چه درستی آئین و معارف خود را در همه ی مراتب و مراحل به نگاه از بیرون واگذار نمی کند ( باز به این نکته که از نکات راهبردی ماست ٬ باز خواهیم گشت ) .  

به هر حال سه فرق اسلام با فاشیسم در این است که اولا اسلام خود را منطق دار و اهل استدلال و اقناع می داند و سراسر قرآن پر است از پاسخ به مخالفان اما فاشیسم  اساسا از سنخ اندیشه نیست و خود را ملتزم به پاسخ نمی داند . دوم این که اسلام حساب مخالف و اشکال کننده را از دشمن جدا می کند . سوم این که اسلام  مخصوصا مبانی خود را در معرض هر نوع اشکال و پرسشی می گذارد بر خلاف فاشیسم که ریشه و ساقه اش را منزه از استدلال معرفی می کند .

۲۰. با آنچه گذشت معلوم می شود علی تهرانی می تواند درک کند که اسلام [ معرفی شده از سوی] سایت افشا ٬ ممکن است دینی فاشیستی باشد اما آیا سایت افشا هم می تواند درک کند که اسلامی که مدیران آن سایت با شتاب زدگی تمام و سراسیمه و بی دقت ٬ آن هم از دریچه ی صحیح بخاری و مسلم و منابع التقاطی اهل سنت شناخته اند ٬ اسلام نیست ؟! 

- - - - - - - - - - - - - -

 افشا : این بخش از سخنان علی تهرانی  برای کسانی که هوشیار و نکته سنج هستند باید این را بخوبی نشان دهد که اعتقاد درست و راسخ و قاطع به اسلام چقدر میتواند خطرناک باشد و یک انسان را به موجودی خطرناک تبدیل کند، تایید یک قتل عام دقیقاً همانند شرکت در آن قتل عام هست. ممکن است اگر آقای علی تهرانی هم در آن دوران زندگی میکرد در سر بریدن یهودیان به پیامبر اسلام کمک میکرد

حدائق : ۲۱. حسن ظن بسیار بزرگی در حق این کمترین است ! من کجا و جهاد در رکاب شریف ترین آفریده ی خدا با بنی قریظه ای که حتی به یک بند از بندهای پیمان نامه ی خود با رسول الله پایبند نماندند کجا ! با این که رئیس آنان (=کعب بن اسد ) خودش در آغاز به حیی بن اخطب می گفت : « اخلاق خوب محمد مانع از این است که ما پیمان شکنی کنیم . ما از محمد جز وفاداری و راستی و درستی و پاکی چیزی ندیده ایم ٬ چگونه به وی خیانت کنیم ؟! » ( المغازی ٬ ج ۲ ٬ ص ۴۵۵ و ۴۵۶ ) اما متأسفانه وسوسه های حیی سرانجام کارگر افتاد و بنی قریظه وارد کارزار شد.

- - - - - - - - - - - - - -   

سایت افشا : ممکن است آقای علی تهرانی در کارهای مشابهی که جانشینان پیامبر اسلام همچنان انجام میدهند همچون تجاوز، ترور، ضرب و شتم و قتل زندانیان سیاسی و مخالفان اسلام نیز شرکت کرده باشد و یا آنها را تایید کند

حدائق :  ۲۲.  به رغم امکان آن و دعوتها ٬ حتی یک روز هم در هیچ مرتبه ای از مراتب و ساختار قدرت و حکومت نبوده ام و آنچه این جانب کاملا با آن موافقم ٬ تنها سه جمله است : ۱. شاه باید برکنار و محاکمه می شد ۲. تنها فرد شایسته برای حکومت ٬ حضرت آیة الله خمینی رضوان الله علیه بود ۳. پس از ایشان هم لایق ترین فرد برای زمامداری ٬ حضرت آیة الله خامنه ای مدظله است .

از این سه گزاره که بگذریم ٬ همه ی سیاست گذاری و قانون گذاری های خرد و کلان و عملکردها و برخوردهای ریز و درشت نظام را مخالف و حتی در تضاد با اسلام دیده و می بینم اما تا آن اندازه که مربوط به حضرت آیة الله العظمی خمینی رحمه الله و حضرت آیة الله خامنه ای مدظله می شود ٬ یا این دو سید را مضطر و در نتیجه معذور می دانم یا مقتضای معصوم نبودن آنان . و باز اگر از این دو عبور کنیم ٬ همه را  [ ... ] می یابم و می دانم .

- - - - - - - - - - -

سایت افشا :  این سخنان نیز بدون شک نمونه ای دیگر از فساد اخلاقی مسلمانان است، یک مسلمان تمام عیار یک موجود خطرناک است و بقیه مردم باید اینرا خوب بفهمند. يک مسلمان راستين طبيعتا آن است که همانند علي تهراني از کرده هاي پيامبر اسلام دفاع و پشتيباني کند، و همچنين طبق دستورهاي اسلامي براي پاسباني از باورهايش و اجراي آن دستورها به جهاد و کشتار مخالفان خود بپردازد. بنابراين اينگونه تلاش علي تهراني براي ارائه ي دلايل در اثبات راستي اين موضوع نتنها براي من شگفت انگيز نيست، بلکه بسيار عادي و طبيعي ميباشد اما ايرادي که من همواره بر اسلامگراياني مانند علي تهراني وارد کرده و ميکنم، بر اين اساس استوار است، که آيا دفاعياتي که ايشان در ارتباط با جنايت در اسلام و در شخصيت محمد ارايه ميدهند، تنها جنبه ي «ماست مالي» و گونه اي پوشش نهادن بر روي حقايق بواسطه ي استفاده از ايمان و احساس و يا اهداف سياسي و سودجويي را دارد و يا اينکه اين دفاعيات براستي ميتواند پاسخگوي ايرادها و دلايل «منطقي» و «مستند» و همچنين «همتراز با قوانين انسانگرايي» که من و ديگر منتقدين اسلام مطرح ميکنيم، باشد؟


به دلیل وجود همین باورها در اسلام است است که باید دانست اسلام معضلی جهانی است و باید در مبارزه با این معضل همه کسانی که نگران آینده بشریت، کرامت انسان و آزادی هستند کوشا باشند. این گفته ها همچنین برای شل اندیشانی که علی رغم مخالفت نظریشان با اسلام، میگویند اسلام مشتی خرافات و باورهای شخصی است که باید به آنها احترام گذاشت زنگ خطر و یاد آور این حقیقت باشد که اسلام شخصی و تجملاتی نیست، اسلام دینی است کشنده و مرگبار است.

اما گذشته از این ها من همواره از این گونه صراحت ها استقبال مینمایم و شجاعت افرادی که از بدور از تمدن خوانده شدن خود بیم ندارد را ستایش میکنم اما این ستایش و گرامی داشت باعث نمیشود که توحش و انسان ستیز بودن این افراد را فراموش کنم، یک فرد خشونت طلب دارای صراحت، همچنان یک خشونت طلب و مروج توحش و به دور از تمدن است. از تفاوت های میان یک انسان که وحشیانه رفتار میکند و انسانی که متمدنانه رفتار میکند، آن است که انسان وحشی گمان میکند هر آنچه خشن تر، وحشتناک تر و خونبارتر است، لزوماً کارآمد تر و بهتر است، اما دیگری به دنبال راه حل های انسانی، علمی و کار آمد برای رفع مشکلات است.

حدائق : ۲۳. تا این جا دیدیم که ایرادها و دلایل سایت افشا در « منطقی » و « مستند » بودن ٬ چه نمره ای می گیرد ! و مشاهده کردیم که کار ما  « ماست مالی » و « پوشش نهادن بر حقایق » نیست بلکه تنها « گشودن منابع اسلام و کتابهای تاریخ » به روی خوانندگان و « روشن کردن چراغ اندیشه و خرد » است .

همچنین در این قسمت نامی از « کرامت انسانی » و « انسان گرائی » و « آزادی » رفته است . خواهیم آورد که اسلام نیز معتقد به کرامت انسانی است و آن را یکی از منابع کشف حقوق آن می داند همچنان که سخت انسان گراست و تفاوتش با سایت افشا تنها در این است که ابتدا انسان را برای خود وی معرفی می کند و سپس ثابت می کند که پیش پای او ـ چه بخواهد و نخواهد ـ دوزخ و بهشتی ( با عذابها و لذتهای بی پایان ) قرار دارد . در این هنگام است که انسان ٬ خود به خود انسان گرا خواهد شد و اسلام هم در راستای این انسان گرائی کمکش می کند . اسلام به آزاد بودن انسان هم ٬ پس از روشن کردن آموزه های دیگری ٬ توجه می دهد و او را دارای آزادی کامل و اختیار می داند و این خود انسان است که پس از شناخت جایگاهش ٬ آزادی خود را با در نظر گرفتن ادامه ی راه ٬ کمی محدود می کند و اسلام هم همین را برای او می پسندد و سفارش می کند.

و اگر کسی آموزه های اسلام در آن موارد را به هر دلیلی نپذیرد ٬ از او می خواهد که دست کم « حق » افراد جامعه ی دین دار را برای داشتن جامعه ای که بر پایه ی دین بنا کرده اند ٬ در نظر گرفته و آن را محترم بشمارد و با تخریب بنیان های آن به حقوق آنان تجاوز نکند. مثلا در جلو دیدگان روزه داران ـ تنها به این دلیل که دوست ندارد روزه بگیرد ـ  روزه خواری نکند . ( زیرا روشن است که این کار ترویج تخریب پایه ی حکومت آنان است ).

و این اندازه اجبار ٬ صرف نظر از مشروعیت و ماهیت حکومتها ٬ نزد هر خردمندی پذیرفته شده است زیرا به هر حال نبود یک حکومت و نظام و هرج و مرج و کشت و کشتار و نبود امنیت در جامعه ٬ در هر صورت و با هر توجیهی که برای آن بیاورند ٬ ناپسند و مطرود همه ی انسانهاست . در همان فرانسه و امریکا ( که اولی مدعی مهد آزادی بودن و دومی مدعی دوره ی پس از مهد آن است ) با این که انواع آزادی ها وجود دارد ٬ اما برای قوام و انضباط جامعه هم قوانینی وجود دارد و مخصوصا به هیچ کسی اجازه نمی دهند که با مبانی حکومت ضدیت کند .

درباره ی آنچه « تمدن » خوانده شده ٬ چند جمله ای خواهم گفت .

- - - - - - - - - - - - - -

سایت افشا : آ قای علی تهرانی با این استدلال کار محمد را توجیه کرده است که قتل عام او حکم خدا بوده است. این حرف او را میتوان بصورت زیر فرمولیزه کرد.

1- خدایی وجود دارد.

2- اگر خداوند دستور حکمی را بدهد انجام آن حکم اخلاقی است.

3- خداوند برای محمد پیامهای خصوصی میفرستاده است و محمد پیامبر خدا بوده است.

4- خدا به محمد دستور داده است که محمد 700 نفر را در یک روز سر ببرد.

5- کشته شدن 700 نفر به دست محمد اخلاقی بوده است.

روشن است که هیچکدام از این موارد مورد توافق نیستند و اگر آقای علی تهرانی قصد گفتمان و بحث را دارد باید همواره از روی باورهای مشترک استدلال کند. اگر علی تهرانی میخواهد اخلاقی بودن قتل عام و نسل کشی پیامبر اسلام را نشان دهد باید هر 5 گزاره بالا را اثبات کند، و اگر چنین نکند، هیچ کار مفیدی انجام نداده است. اگر علی تهرانی قصد داشت به این نوشتار پاسخ دهد من به او این تخفیف را میدهم که تنها یکی از این گزاره ها، یعنی گزاره 3 را اثبات کند (بقیه گزاره ها را فعلاً درست فرض میکنیم).

حدائق : ۲۴. همچنان که گذشت سایت افشا در اثر بی دقتی گمان کرده است ما قانون مند بودن اعدامها در اسلام را نشان حقانیت اسلام گرفته ایم ! و ابتدا اثبات حقانیت آن را مطالبه کرده و در این جا مبانی اثبات حقانیت آن اعدامها را هم برای ما یافته و چیده است . و گفتیم که آن پاسخ تنها برای این بود که بگوئیم در اسلام ملاک اعدامها مهم است ٬ نه شمار آنها .

اما این که آموخته است که برای اثبات یک ادعا باید ابتدا مبانی و مقدمات آن اثبات شود ٬ جای بسی خوشحالی است ! گر چه در کشف و چیدن همین مقدمات هم ـ چنان که خواهید دید ـ دچار اشتباه شده .

حقیقت این است که نقطه ی درست پذیرش یا رد باورها و دستورات اسلام ٬ همان اثبات وجود خداست و پس از آن گام به گام می توان به اثبات دیگر معارف و قوانین اسلام پرداخت و الا مسلمانان و غیر مسلمانان همواره با یکدیگر جنگ و جدال خواهند داشت .

مثلا نامسلمان به همان اعمال اندک قدرت در جهاد ابتدائی اشکال کرده و خواهد گفت : « اگر ملتی به هیچ وجه نخواهد حتی شهروند حکومت اسلامی باشد ٬ چه ؟! و چرا مرتد باید مجازات شود ؟! سب پیامبر اسلام حدأکثر باید مجازاتی در حد دشنام به انسانهای دیگر داشته باشد ٬ نه حکم نامتناسب اعدام ! و  و چرا در زنائی که دو طرف با میل خود انجام داده اند و به کسی ستمی نکرده اند ٬ مجازات در نظر گرفته شده است ؟! و ...»

در این جاست که مسلمانان می کوشند با بیان فایدهای احکام اسلام ٬ آنها را معقول و پسندیده و انسانی نشان دهند اما مگر می توان از همه ی احکام ٬ چنین دفاع کرد ؟! مسلماً نه !

بنابراین ما برای اثبات درستی و حقانیت اسلام و آموزه ها و دستورات آن ٬ آن راه را چندان کارآمد نمی دانیم و هماره به چینش درست هرم عقاید توجه می کنیم و برآنیم که اگر وجود خدا برای کسی ثابت شد ٬ حقانیت و درستی همه ی معارف و دستورات اسلام ٬ یکی پس از دیگری ثابت خواهد شد .

مثلا اگر ثابت شد که خدا وجود دارد و برای خودش حقوق و مرزهائی قرار داده که یکی از آنها دوری از زنا و ارتداد و سب رسول الله است ٬ دیگر کسی نمی تواند اشکال کند که زنای غیر عنف چرا مجازات دارد ؟! زیرا خیلی راحت به او خواهیم گفت : چون خدا برای خودش در این جا حقی قرار داده و چون او آفریدگار و مالک انسانهاست ٬ پس حق دارد چنین قوانینی برای مملوک خود بگذارد .

علاوه بر آن ٬ اگر کسی این حقی را که خدا برای خودش قرار داده ٬ ظالمانه بداند ٬ چون رستاخیز و دوزخ راقبول کرده ٬ عاقلانه است که از زنا در هر حال دوری کند و  انسان گرائی او چنین حکم می کند که برای چنان لذتی ٬ خود رادچار چنان عذابی نکند .

چندبار از حضرت آیة الله بهجت دام ظله در کلاس درس شنیدیم : پدری که ناجور [ =کافر ] بود ٬ در هنگام مرگ به فرزندان خود می گفت : « در برابر مسلمانان تا می توانید ٬ منکر وجود آفریدگار شوید زیرا اگر در همین مسأله کوتاه بیائید و شکست بخورید ٬ آنان می توانند همه ی اسلام را به شما بقبولانند و برای درستی اش دلیل بیاورند ٬ حتی این مسأله ی جزئی را که مرد در وضو ء باید ابتدا از پشت آرنج آب بریزد و زن از درون آرنج » !

بنابراین بنده نیز همین راه را درست می دانم و ابتدا به اثبات وجود خدا ( با یک دلیل نقد و یک دلیل نیمه نقد ) خواهم پرداخت . 

اثبات وجود و صفات خدا

 راه اول : برهان علامه طباطبائی ( بهترین و ساده ترین شکل برهان صدّیقان ) : نفی و نابودی به واقع هستی راهی ندارد . پس واقع هستی ذاتاً واجب است .

چرا هستی نفی ونابودی را نمی پذیرد ؟ زیرا اگر معتقد شویم که اصل واقع و هستی ٬ « واقعا » نابودی و بطلان دارد ٬ پس معتقد شده ایم که اصل واقع ٬ « واقعا » باطل است ! پس باز خودمان « واقع » را ثابت کرده ایم !

و اگر معتقد شویم که اشیا ء ٬ موهوم یا مشکوک هستند ٬ پس معتقد شده ایم که اشیا ء در نظر ما « واقعا » موهوم یا مشکوک هستند ! پس باز « واقع » را خودمان با انکارمان ثابت کردیم ! ( حاشیه ی علامه طباطبائی بر الحکمة المتعالیة ٬ ج ۶ ٬ ص ۱۴ )

به همین سادگی وجود خدا ثابت شد !

اکنون تنها کافی است به همان هستی واجب الوجود توجه بیشتری کنیم تا صفات او را با توجه به همان واجب بودنش کشف کرده و بهتر و بیشتر بشناسیم .

مثلا موضوع گزاره ی ما « هستی بحت و صرف و مطلق » بود ٬ پس « واحد » هم باید باشد ( یعنی شریک نمی تواند داشته باشد ) . و چون واجب الوجود از همه جهات واجب است ٬ پس جسم نخواهد بود ( زیرا جسم  ٬ مرکب است و مرکب به اجزای خود نیازمند است ) . و چون جسم نیست ( یعنی مجرد است ) پس عالم است ( زیرا علم یعنی همان حضور . و هر مجردی نزد خود حاضر است ). و چون عالم است پس قادر هم هست ( زیرا قدرت یعنی مبدأیت فاعل مختار برای کاری که ممکن است انجام دهد ) . و چون مرتبه ی وجودی او بالاترین مرتبه است ( زیرا واجب واحد ٬ بی انتهاست ) پس قدرت او هم بی نهایت است .

و همین طور هر چه در همان گزاره ی نخست بیندیشیم و دقت کنیم ٬ صفات او را بیشتر و بهتر خواهیم شناخت . همچنان که اگر صفات یافته شده را مورد تحلیل قرار دهیم ٬ می بینیم که برخی از آنها عبارت دیگری از برخی صفات دیگر است . مثلا بینا و شنوا بودن ( که درباره ی خدا گفته می شود ) یعنی همان عالم بودن و خالق بودن او هم ٬ یعنی همان خصوصیت ظهور و تجلیات فعلی آن ذات واجب .

می بینید که نقد نقد است ٬ نه سحر کردیم و نه جادو !

راه دوم : برهان فطرت ( یا ندای درون ٬ یا الهام یا وجدان ) : این برهان ٬ نیمه نقد است . من آن را معرفی کرده و یکی از راه های شناخت خدا به وسیله ی این برهان را نیز بیان می کنم و همچنین دو ویژگی شناختی که از این راه به دست می آید را نیز خواهم گفت اما برای تام شدن آن ٬ نیمه ی دیگر را خود شما خوانندگان گرامی باید بیاورید و اگر چنین نکنید ٬ باید پذیرفت که این برهان ٬ تام نیست و وقتی تام نباشد ٬ اصلا برهان نیست !

در این برهان ٬ تنها « توجه و تنبه » داشتن ما به خدا کافی است تا ما او را بشناسیم . کافی است که « نشانه ها و گواه ها » ی او را بنگریم و وجود او را تصدیق کنیم .

و یکی از راه های توجه کردن این است که به یاد بیاوریم مثلا در سخت ترین لحظات عمرمان ٬ آیا نقطه امیدی در درون خود یافته ایم ؟ آیا این شناخت برای ما دست داده است که کسی ما را دوست دارد و می تواند ما را از آن سختی رهائی دهد ؟ اگر چنین تجربه ای داشته اید ٬ خواهیم گفت آن شخص ٬ همان خداست .

دقت کنید : در این برهان من به شما چیزی را « تلقین » نمی کنم بلکه تنها « توجه » می دهم . اگر پس از توجه کردن ٬ وجود چنان کسی را تصدیق نکردید ٬ قبول می کنم که این برهان دیگر برهان نیست .

این راه دو ویژگی دارد : یکی این که به رغم این که عمومی و قابل بیان برای همه ی انسانهاست اما انسانها در پیمودن این راه ٬ در یک درجه از استعداد نیستند ( مانند هر کار دیگری ) . برخی خیلی زود و بی آن که کسی به آنان توجه دهد ٬ خودشان پی به وجود خدا می برند و برخی ٬ نیاز به تنبه دارند .

دومین ویژگی این راه این است که برای برخی از انسانها گزارش درست دادن از آنچه یافته اند ٬ ممکن نیست و هر جمله ای در معرفی خدا بگویند ٬ تقریبا غلط خواهد بود . یعنی خدا را یافته اند اما نمی توانند نه خود او را و نه صفات او را برای کسی اثبات کنند .

و اگر کسی تعجب کند که چگونه ممکن است ما چیزی را بشناسیم اما نتوانیم آن را وصف کنیم ؟! کافی است توجه کند که چنین شناختهائی در عالم ٬ نمونه های دیگری هم دارد . مثلا  معرفت و محبت نوزاد به مادرش یکی از این شناختهای شگفت است . نوزاد در همان هفته ها و ماههای نخست زندگی ٬ نه می تواند سخنی بگوید و نه می داند اساسا سخن گفتن چیست ؟ اما مادر خود را می شناسد و با دیدن او آرام می شود و لبخند می زند با این که حتی نمی داند لبخند چیست و حتی نمی داند که خودش در حال لبحند زدن است . او تنها « بهجت و سرور » را با دیدن مادرش می یابد و بی اراده لبخند بر لبانش ظاهر می شود . مادرش را می شناسد در حالی که حتی نمی داند شناختن یعنی چه ؟! ( چه رسد به این که بخواهد آن را توضیح دهد ! ) اما ما با دیدن آن منظره ها می فهمیم که او این شناخت را دارد .

این مثال برای این بود که هم بگویم چنین شناختهائی ( که حتی شناختی هم درباره ی آن شناخت در مرحله ی نخست نداریم ) وجود دارد و هم بدانیم که اگر کسی ادعا کرد خدا را از این راه شناخته ٬ دست کم بفهمیم به چه شناختی دست یافته است ٬ گر چه نمی تواند آن را درست توضیح دهد و هر چه بخواهد بگوید قابل نقد و اشکال است .

اشکالات افشائیان در رد دلایل اثبات خدا

گفتیم که اثبات خدا پایه ی اصلی و نقطه ی آغاز اثبات همه ی باورهای ادیان و اسلام و شیعه است و اگر وجود خدا روشن شود ٬ قادر خواهیم بود تا پایان آموزه های اسلام و شیعه را اثبات کنیم . از این رو جا دارد به برخی از اشتباهات فاحشی که عهده دار این موضوع در سایت افشا (= اردشیر پاینده ) مرتکب شده ٬ اشاره کنیم :

حدائق : ۲۵. وی در تقریر برهان فطرت ٬ یکی از نشانه های امر فطری را به عنوان تقریر خود برهان نوشته ! و سپس اشکال کرده که « اثبات خدا از این راه ٬ نه عمومیت مکانی دارد و نه زمانی . علاوه بر این که بت پرستی و گاو پرستی و ... ٬ دلیلی بر نقض این برهان است » ! و سپس آن را بیان دیگری از برهان « میل درونی » دانسته و تقریبا حاصل « تلقین و عادت » گرفته است !

در حالی که اولا نشانه های امر فطری ٬ خود امر فطری نیست ثانیا تاریخ نشان می دهد که از زمانی که بشر بوده ٬ وجود خدا ( یا امر قدسی ٬ یا هر آنچه خدا می پنداشته ) در باور وی جا داشته است ثالثا بت پرستی و گاو پرستی دلیل نقض این برهان نیست زیرا در اثر توجه و تنبه ناقص و ضعیف ٬ طبیعی است که برخی انسانها ٬ خدا یا مجرای صفات او را با آن موجودات اشتباه بگیرند و تنها باید توجهات درستی به آنان داد و خطای اعتقادشان را برای آنان بیان کرد . رابعا این برهان چه ربطی به « میل درونی » دارد ؟! در برهان فطرت مستقیما خدا شناخته می شود و قوام آن به توجه دادن است اما در برهان میل درونی به پرستش ٬ با استدلال روبرو هستیم . خامسا در برهان فطرت توجه و تنبه می دهیم ٬ نه تلقین و تعوید . و روشن است که تا متعلق آنها روشن نشود ٬ نمی توانیم درباره ی توجهی یا تلقینی بودن آن ٬ داوری کنیم . 

حدائق : ۲۶. وی به برهان امکان و وجوب نیز اشکال کرده و نوشته است : الف : موجود بودن چیزی که ذاتا ممکن است ٬ الزاما نیاز به عامل خارجی ندارد ! ب : عدم قطعیت برخورد مثلا الکترونی که به سمت پرده ای پرتاب می شود ٬ دلیل رد این برهان است ! ج : اگر واجب الوجود هم در فلسفه ثابت شود ٬ با خدای ادیان ( که صفاتی مانند توانائی و دانائی دارد و ... دارد ) فاصله دارد ! د : علاوه بر این که اثباتی برای غیر این جهانی بودن خدا یا خارج از این جهان بودن آن واجب الوجود ندارد !

یعنی با کمال تأسف نفهمیده است که اشکال اولش از عدم درک معنای ممکن است . اگر کسی وجود ممکن را بپذیرد ٬ یعنی وجود موجوداتی که در تحقق و هستی خود به علتی غیر از خود محتاج اند ٬ پذیرفته است . یعنی توجه نکرده است که آن قضیه ٬ « به شرط موضوع » است و برای رد آن ٬ موضوع را حذف کرده ! به زبان ساده ٬ مانند این است که من بگویم : « دوچرخه ٬ دوچرخ دارد» و او بگوید : « نه ! دوچرخه الزاما دوچرخ ندارد » ! در حالی که اگر از دوچرخ داشتن دوچرخه دست بکشیم ٬ دیگر حکمی که درباره ی گزاره ی من باشد ٬ صادر نشده است . اشکال دومش هم برخاسته از این است که میان گزاره های علوم طبیعی و فلسفی خلط کرده است . در فلسفه از « وجود مطلق و مسائل مربوط به آن » بحث می شود ٬ نه از « عوارض موجودات » اشکال سومش هم ناشی از این است که نمی داند پس از اثبات واجب الوجود در فلسفه ٬ کار در همان جا متوقف نخواهد ماند ! بلکه با ژرف اندیشی در همان واجب الوجود ٬ صفات آن را هم  ـ یکی پس از دیگری ـ کشف خواهیم کرد . مثلا همچنان که گذشت ٬ چون واجب الوجود عقلا باید از همه ی جهات واجب الوجود باشد ٬ پس مجرد است ( زیرا جسم به اجزاء خود نیازمند است ) و چون مجرد است ٬ عالم است و ... همین طور دیگر صفات آن واجب الوجود را کشف می کنیم . اشکال چهارمش اشک ریزتر از قبلی هاست ! مگر ما مسلمانان گفته ایم خداوند خارج از این جهان است ؟! آنچه اسلام می فرماید این است که خدا درون اشیاء است اما نه به آن معنائی که چیزهای دیگر در درون هم هستند . و بیرون از اشیاء است اما نه به آن معنائی که چیزی ٬ بیرون از چیز دیگر قرار می گیرد .(نهج البلاغة ٬ خطبه ی نخست و  تصنیف غررالحکم ٬ ص ۸۲ ٬ حدیث ۱۲۸۲ )   بلکه به معنائی که در  شروح این جملات و کتابهای عرفانی و کلامی و فلسفی می بینید . و مگر ما گفته ایم که خداوند در این جهان نیست ؟! مدعای ما این است که خدا در جهان است اما جهان و جهانی نیست .

همچنان که می بینید ٬ مشکل اصلی این مرد افشائی در این جا ٬ در نفهمیدن معنای « امکان فلسفی ( که همان یکسان بودن نسبت ماهیت ممکن ٬ با وجود و عدم است ) » می باشد و آن را به معنای « امکان عرفی » گرفته است !

حقیقت این است که برهان امکان و وجوب ٬ از نظر این جانب مخدوش است اما نه با این اشکالاتی که سایت افشا در اثر نفهمیدن آن ٬ بیان کرده است ! و گرچه بزرگان فرموده اند :« مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز » اما بگذارید بنده در این جا سر نخی از اشکال اساسی این برهان را بسان هدیه ای به خوانندگان گرامی بدهم :اصلا چیزی به نام ممکن در عالم نیست . آنچه هست ٬ واجب است و بس .  « سخن در پرده می گویم ٬ چو گل از غنچه بیرون آی »     

 حدائق : ۲۷. اشتباه بزرگ دیگر سایت افشا در این زمینه ٬ این است که چند سخن سست و استدلال غلط را که ( بیشتر از سوی نویسندگان غربی و مسیحی ) به عنوان برهان اثبات وجود خدا مطرح شده ٬ در سایت خود قرار داده و کوشیده است با رد و ابطال آنها وجود خدای واقعی را رد کند .

و چون ما ( مسلمانان ) آن سخنان را بی ربط به اثبات خدا و نادرست می دانیم و اساسا برهان نمی دانیم ٬ هیچ ترسی از رد و ابطالشان نداریم ! بلکه عالمان شیعه خود پیش از سایت افشا در رد آن استدلالها کتاب نوشته اند ( مانند کتاب « تبیین براهین اثبات وجود خدا » ٬ از آیة الله جوادی آملی ) و فرقشان با سایت افشا در این است که عالمان شیعه ابتدا آن ـ به اصطلاح ـ برهانها را خوب فهمیده اند و سپس با ادله ای محکم رد کرده اند اما سایت افشا نه آن ـ به اصطلاح ـ برهانها را خوب فهمیده است و نه ردیه های درست و محکمی بر آنها نوشته ! ( برای نمونه اول می توانید « برهان اخلاقی » را از دائرة المعارف فلسفی ٬ ج ۵ ٬ ص ۳۸۱ و ۳۸۲ و آنچه سایت افشا به این نام نقل کرده ٬ مقایسه کنید و برای نمونه ی دوم مقایسه کنید میان نقد آیة الله جوادی آملی بر آن ٬ در کتاب « تبیین براهین اثبات وجود خدا ٬ ص ۲۶۹ تا ۲۷۷ با آنچه سایت افشا در رد این ـ به اصطلاح ـ برهان گفته است ) .

حدائق : ۲۸. گفتنی مهم دیگر در این جا این است که کتاب آیة الله جوادی ـ همان گونه در سایت افشا می بینید ـ به دست افشائیان رسیده است و آنان می دانند که ما سخن از « مفهوم اخلاقی » و ... را اصلا برهان اثبات وجود خدا نمی دانیم اما چرا آنها را به عنوان براهین برای ما و خطاب به ما نقل می کنند ٬ جای درنگ هوشمندانه ای دارد .

اگر سایت افشا می خواهد خدای فانتزی مسیحیت تحریف شده را رد کند ٬ می تواند مخاطب خود را آنان قرار داده و با استفاده از کتابهای عالمان شیعه این کار را بکند اما اگر می خواهد منکر خدای واقعی ( الله ) شود ٬ راهش این است که مثلا ابتدا برهان علامه طباطبائی را خوب بفهمد و سپس ببیند آیا توان ابطال آن را دارد یا نه !

مگر این که افشائیان بخواهند با این کارشان ( یعنی رد ادله ی سست مسیحیان برای خدای موهومشان و سپس القای این که خدای واقعی را ابطال کردند ) سر مسلمانان کلاه بگذارند !

حدائق : ۲۹. خوب است ادامه دهم که موضع ما درباره ی آنچه برهان اثبات خدا نامیده شده ٬ این است :

ـ برهان نظم : اگر این عالم منظم است ٬ تنها نشان می دهد که اگر خدائی داشته باشد ٬ این عالم او ٬ منظم است ! تنها همین ! اما نه وجود خدا را اثبات می کند و نه حتی نشان می دهد همه ی آفرینش او منظم است ٬ تا بتوان مطالب دیگری را هم از آن فهمید .

ـ برهان علیت : این برهان زیربنای همه ی برهانهاست و خود به تنهائی هیچ خدائی را ثابت نمی کند .

ـ برهان احساس وجود خدا ٬ تجربه ی دینی ٬ حس پرستش و ... : اگر این براهین نام گذاری غلطی یا تقریر غلطی از برهان فطرت باشد ٬ که ما توضیح درست و میزان برد آن برهان را گفتیم اما اگر سخنانی از مقوله ی وعظ و خطابه باشد ـ که از پاره ای بیانهای آنها چنین چیزی فهمیده می شود ـ برهان نبودنشان جای تردید ندارد .

ـ سخنانی هم که به عنوان برهان مفهوم اخلاقی ٬ وجودی آنسلم ٬ حرکت و سکون ٬ اتقان آفرینش ٬ مردم پسند بودن ٬ اجماع عام و ... ٬ برای اثبات وجود خدا آورده اند ٬ هیچ کدام خدا را اثبات نمی کند . ( برای آشنائی با نارسائی آن استدلالها می توانید کتاب « تبیین براهین اثبات خدا » را بخوانید ) .

حدائق : ۳۰. اما مایلم این سخن سایت افشا را به خاطر بسپارید که در رد ـ به اصطلاح ـ برهان علیت و در مقام انکار آورده است : « ما عادت داریم این گونه انتظار داشته باشیم که هر چیزی نیاز به علت داشته باشد ... علت نمی تواند جهان شمول باشد بعضی چیزها را نمی دانیم . بعضی چیزهای شگفت انگیز وجود دارد » تا سپس ببینید که در مسخره کردن و رد معجزات رسولان ٬ چگونه همین سخنان خود را ( که غلط هم هست ) فراموش کرده و چون علتی برای معجزه نمی شناسد ٬ منکر وجود آن می شود ! ( طرفه آن است که ما ـ که معجزه را باور داریم ـ هیچ گاه اصل علیت را هم منکر نمی شویم ! اما کسی که اساسا منکر اصل علیت است ٬ در معجزات دنبال علت می گردد ! )

حدائق : ۳۱. اشتباهات افشائیان در انکار خدا بیشتر از این حرفهاست . مثلا از قول مسلمانان گفته است : « خدا به این دلیل که مجرد است بی علت است » ! یا « چون خدا ازلی است ٬ علت ندارد » ! در حالی که هیچ مسلمان درس خوانده ای چنین سخنان سراپا غلطی را نمی گوید . همچنان که هیچ گاه سخن از « انفجار بزرگ » را ـ که مرحله ای از آفرینش است و نه آغاز آن و نه پایانش ـ بسان برهانی برای اثبات خدا نمی گیرد و معلوم نیست سایت افشا به چه انگیز ه ای چنین ادعاهائی کرده است .

 ... این است خداشناخت حقیقة ترحم انگیز سایت افشا ! « تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل » وقتی خدائی که آنان ردش می کنند ٬ موجودی خیالی و بافتنی است ٬ دیگر چه توقعی می توان داشت  که معارف دیگر اسلام ( مانند وحی و ... ) را بخوبی بفهمند ؟!

حدائق : ۳۲. اما مقدمه ی دومی که سایت افشا آن را خواسته است : پیش از پاسخ آن ٬ دو خطایش را گوش زد کنم : اول : این مقدمه منطقا باید پس از مقدمه ی سوم می آمد چرا که راه رسیدن به پاسخش پس از اثبات نیوت و معاد است . دوم : و پس از اثبات نبوت و معاد هم ٬ باید با زبان دین و اصطلاحات آن سخن گفت . ( بویژه با توجه به این که واژه ها در این جا بار بسیار مخصوصی دارند )  و در اسلام آنچه را سایت افشا در این جا « اخلاقی » خوانده است ٬ « واجب » می نامند .

اما پاسخ ٬ خیلی ساده است : پس از اثبات خدا و نبوت و این که خداوند در صورت انجام ندادن واجباتش ٬ به صراحت گفته که  سرپیچان از فرمانش را به دوزخ می برد ٬ چه می توان کرد ؟! اگر دستورات واجب خدا را انجام ندهیم به دوزخ می رویم . به همین راحتی !

اثبات پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله

حدائق : ۳۳. پیامبران افرادی بودند که ادعا می کردند از سوی خدا به آنان وحی می شود ( یا به تعبیر سایت افشا : پیامهای خصوصی برای آنان فرستاده می شود ) . آنان آموزه ها و دستوراتی برای ما بیان می کردند از ما می خواستند که آن معارف را فهمیده و باور کنیم و آن دستورات را ـ که دستور خداست ـ در زندگی به کار بریم و می افزودند که اگر از آنان پیروی نکنیم رستاخیزی هست که در آن جا به عذابهای سخت دوزخ گرفتار خواهیم شد و اگر پیروی کنیم به بهشتی با لذتهای بی پایان خواهیم رسید . ( البته خودمان هم با اندیشه در ویژگی همان واجب الوجود می توانستیم به اصل معاد هم برسیم اما حالا فرض کنیم سخن از معاد را هم از زبان پیامبران می شنویم ) .

راه اول : معجزه

 انسانهای هم عصر پیامبران هم که خود با خدا در تماس نبودند که بدانند آیا پیامبران راست می گویند یا نه . اما یک راه بسیار معقول و خردمندانه برای پی بردن به درستی ادعای آنان داشتند و آن ٬ این که از مدعیان پیامبری بخواهند کارهائی که انجام آنها در قدرت هیچ کس « جز یک قدرت بی انتها » نیست ٬ انجام دهند . ( چون در اثبات وجود خدا برایشان ثابت شده بود که خداوند نیروی بی حد و مرزی دارد ) و این درخواست بسیار معقول هر انسان آزاده ای است . زیرا ادعای پیامبران ( یعنی تماس با خداوند که قدرت بی پایان است ) هم بسیار بزرگ بود !

و این کار را هم می کردند و با این امتحانها پیامبران واقعی را از مدعیان دروغگو تشخیص می دادند و آنان که حقیقت جو بودند ٬ به پیامبران ایمان می آوردند و آنها که نمی خواستند ایمان بیاورند ٬ پیامبران را متهم به جادوگری می کردند !

پیامبر اسلام نیز از سوی معاصران خود مورد امتحان قرار گرفتند و انواع و اقسام معجزات را از ایشان خواستند و رسول الله نیز به همه ی آن درخواستها پاسخ مثبت دادند .

بیشترین عددی که برای معجزات حضرت محمد صلی الله علیه و آله نوشته اند ٬ ۴۴۴۰ معجزه است ( مناقب ابن شهر آشوب ٬ ج۱ ٬ ص۱۴۴ ). این معجزات از پیروی کردن جمادات و گیاهان و حیوانات از ایشان بود تا به سخن در آوردن آنها و سخن گفتن با آنها یا اخبار غیبی از گذشته و حال و آینده دادن و شفادادنهای بسیار و به سخن درآوردن مردگان و جوشاندن چشمه ی آب و سیر کردن گروه فراوانی با غذائی اندک و ... (بحارالانوار ٬ ج ۱۷ ٬ ۳۶۷ تا ۴۲۱ و ج ۱۸ ٬ ص ۲۳۳ و ج ۱۹ ٬ ص ۱۳۰ و ج ۲۷ ٬ ص ۲۶۵ و ج ۲۲ ٬ ص ۳۷۴ تا ۴۲۱ ) . تا آنجا که کتابهای مستقلی هم تنها درباره ی معجزات ایشان نوشته اند .

معجزات رسول الله را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد : یک : معجزاتی که زمان آنها سپری شده است . دو : معجزه ی جاویدان ایشان که هم اکنون نیز در میان ماست و به تفصیل درباره ی آن سخن خواهیم گفت .

بخش اول را نیز می توان به دو قسمت تقسیم کرد : اول : معجزاتی که به تواتر به ما رسیده و در نتیجه برای ما یقین می آورد که ایشان پیامبر خدا بودند . دوم : معجزاتی که گزارش هر کدام از آنها به تواتر به ما نرسیده اما از مجموع آنها این موضوع یقینی به دست می آید که از پیامبر اسلام یقینا معجزاتی سر می زده ٬ پس ایشان ٬ واقعا پیامبر بودند . ( مانند این که هر کدام از بخششهای حاتم به شکل متواتر به ما نرسیده اما حاصل همه ی آنچه از وی در این زمینه نقل شده ٬ نشان می دهد که او یقینا بخشنده بوده است ) .

پیش از ادامه ی سخن درباره ی معجزات ٬ لازم است برای آن دسته از خوانندگان گرامی که نمی دانند گزارش متواتر یعنی چه ؟ و چرا خبر متواتر یقین آور است ؟ توضیحی عرض کنم : شاید برخی از شما تا کنون به مکه نرفته باشید و کعبه را به چشم خود ٬ از نزدیک ندیده باشید اما یقین دارید که چنین شهر و چنان بنائی وجود دارد . این یقین چگونه برای شما حاصل شده است ؟ شمار بسیار زیاد افرادی که این موضوع را به شما گفته اند و در کتابهای گوناگون خوانده اید و می بینید که هر سال گروهی در موسم حج به آن جا می روند و می آیند و عکسها و فیلمهائی نیز از آن جا دیده اید و احتمال نمی دهید که آنها ساختگی و مونتاژ باشد . پس به تواتر بری شما ثابت شده است که کعبه وجود دارد .

خبر متواتر هم ٬ یعنی گزارشی که افراد فراوانی ( هر کدام با سند خود ) آن را نقل کرده اند به گونه ای که برای شما یقین شده که آنان اشتباه نکرده اند و با هم تبانی و هماهنگ نکرده اند که به شما دروغ بگویند .

یکی از معجزاتی که به شکل متواتر برای ما نقل شده است ٬ دو نیم کردن کره ی ماه به درخواست مشرکان و کافران قریش بود که رسول خدا هم آن درخواست را پذیرفتند و با فرمان و اشاره به حضرت علی علیه السلام این کار را انجام دادند و گروه بسیاری ( از شیعیان و سنی ها ) آن را نقل کرده اند و گزارشش متواتر است . برخی از افرادی که آن را خود دیده و نقل کرده اند ٬ این عده هستند : ۱. حضرت علی علیه السلام ۲. ابن عباس ۳. عبدالله بن مسعود ۴. جبیر بن مطعم ۵. انس بن مالک ۶. حذیفة بن الیمان ۷. عبدالله بن عمر . البته با مشاهده ی منابع تاریخی ٬ گروه بسیاری خواهید یافت که از خبردهندگان این واقعه ی شگفت می باشند .

خوب است پیش از سخن گفتن درباره ی بزرگ ترین معجزه ی پیامبر اسلام ( که هم اکنون هم در میان ماست ) خلاصه ی واقعه ی دو نیم کردن ماه را هم ٬ بیان کنیم :

هشت سال از آغاز پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله گذشته بود که کافران مکه با خود گفتند : « با این کارهای محمد که حتی ساحران و کاهنان هم نمی توانند انجام دهند ٬ چه کنیم ؟! » پس از مشورت به این نتیجه رسیدند که کاری بسیار بزرگ از ایشان بخواهند و به ذهنشان رسید که چون شنیده اند خورشید برای پیامبران گذشته ٬ از مسیر خود بازگشته است اما ممکن نیست ماه از مدار خود خارج شود یا تصرفی در آن کارساز باشد ٬ از پیامبر بخواهند که ماه را دو نیم کند تا آنان به پیامبری ایشان ایمان بیاورند . نزد رسول خدا آمدند و به ایشان گفتند :« میان ما وخودت آیه و نشانه ای قرار بده ٬ اگر آن را انجام دادی ما به پیامبری ات ایمان می آوریم » رسول الله فرمودند : « هر چه شما می خواهید ٬ بخواهید . من آن را انجام می دهم » . گفتند : « اول همین امشب که ماه کامل است ٬ از پروردگارت ( که ادعا می کنی تو را برای پیامبری برگزیده ) بخواه که آن را دو نیمه کند و به پائین بکشد » . رسول خدا فرمودند : « اگر من این کار را بکنم ٬ شما ایمان می آورید ؟ » گفتند : « بله ! » . این خبر دهان به دهان در میان مردم شهر پیچید و اول شب  ( که برابر بود با ۱۴ / ذوالحجة الحرام / ۵ سال پیش از هجرت ) همه در مسجد حرام و اطراف آن گرد آمدند .  ابولهب و ابوسفیان وابوجهل هم آمدند و رسول خدا را مسخره کردند و گفتند : « سحر و کهانت و نیرنگت امشب کاری از پیش نخواهد برد » . رسول خدا و گروه اندک مسلمانان ابتدا نماز خواندند و سپس رسول الله دعای کوتاهی را به حضرت علی علیه السلام ( که جوانی ۱۸ ساله بود ) آموختند تا برای دو نیمه شدن ماه بخواند . قریشیان با شنیدن این سخن دوباره خنده ی تمسخرآمیزی کردند و ابولهب گفت : « محمد ٬ علی را جلو انداخته ! لابد برای این که علی جوان است و بی گناه ! » ابولهب جسارتهای بیشتری هم کرد اما به محض آن که دعای حضرت علی علیه السلام پایان یافت ٬ ماه دو نیمه شد و هر دو نیمه اش ٬ مقداری به پائین آمد . حاضران ابتدا از ترس فریاد کشیدند . یکی ـ دو ساعت ٬ دو نیمه ی ماه در این وضع بود و رسول الله در آن هنگام نام برخی از مشرکان و کافران را می بردند و می فرمودند : « فلان ! شاهد باش ! ... فلان ! ببین و گواه باش ! » . پس از آن کافران گفتند : « دستور بده به جای خودشان برگردند و به هم بپیوندند » . رسول خدا اشاره کردند و دو نیمه ی ماه بالا رفته و به هم پیوستند . 

با دیدن این معجزه همان شب ۶۱۲ نفر مسلمان شدند اما پاره ای گفتند : « عجب جادوگر ماهری هستی محمد ! » . مردی از آن میان گفت : « اگر ساحر باشد ٬ چطور می تواند همه ی مردم را سحر کند ؟! » برخی گفتند : « صبر کن مسافرانی که به شام و یمن رفته اند ٬ باز گردند . اگر آنان هم این چیزی که ما امشب دیدیم ٬ دیده بودند ٬ ما مسلمان می شویم ! » .

 ( مشروح این رویداد و برخی از اسنادش را در کتابهای فراوانی می توانید بخوانید . از جمله : الهدایة الکبری ٬ ص ۷۱ و شرح احقاق الحق ٬ ج ۲۱ ٬ ص ۲۶۵ و البرهان ٬ ج ۴ ٬ ص ۲۵۷ تا ۲۵۹ و مجمع البیان ٬ مجلد ۵ ٬ ص ۲۸۲ و المیزان ٬ ج ۱۹ ٬ ص ۶۰ تا ۶۷ و تفسیر علی بن ابراهیم ٬ ج ۲ ٬ ص ۳۵۰ و تفسیر زید بن علی ٬ ص ۳۹۷ و امالی شیخ توسی و مناقب ابن شهر آشوب ٬ ج ۱ ٬ ص ۱۲۲ و بحارالانوار ٬ ج ۱۷ ٬ ص ۳۴۷ . اهل سنت نیز در کتابهای خود آن را نقل کرده اند . مانند : الدر المنثور و الدلائل و صحیح الترمذی و صحیح مسلم و صحیح بخاری )

توجهات :

یک : ممکن است سایت افشا بگوید : « چنین چیزی محال است ! » . خواهیم گفت : البته که محال است ! اگر محال نبود که معجزه نبود ! مگر کفار مکه آن قدر نادان بودند که کاری غیر محال را برای اثبات وابستگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله به « یک قدرت بی حد و مرز » بخواهند ؟!

اما نکته ی مهم این است که محال دو نوع می باشد : عقلی و عادی . « محال عقلی » حتی از خدا نیز سر نمی زند ! مثلا خدا نمی تواند ۲ و ۳ را به گونه ای با هم جمع کند که حاصل آن ۶ شود ! یا برای خود شریک بیافریند ! اما می تواند همه ی زنجیره ی علتهائی که که ما برای طبیعت می شناسیم به هم بزند و علتهای دیگری را به وجود بیاورد که معلول تازه ای در پی داشته باشند . و مشکل بسیاری از انسانها این است که آن علتها را نمی بینند و نمی شناسند .

شگفت آورتر این که سایت افشا در رد معجزات ٬ آنها را ناقض اصل علیت دانسته و فراموش کرده که در رد دلایل اثبات وجود خدا ٬ خودش عمومیت اصل علیت را نپذیرفته است ! ( با این که ما هم آن اصل عقلی را قبول داریم و هم خدا را با آن اثبات نمی کنیم و هم حتی معجزه را استثنای آن نمی دانیم ) .

دو : ممکن است سایت افشا متواتر بودن این معجزه را نپذیرد اما آیا نمی توان معجزه ی متواتر دیگری برای پیامبر اسلام یا دیگر پیامبران به دست داد ؟! همراه بودن معجزه با پیامبران از متواترات تاریخ بشری  است و پا به پای هم ذکر شده اند . پس اگر کسی معجزه داشتن آنان را رد کند ٬ باید وجود داشتن آنان را هم رد کند . آیا سایت افشا می تواند بگوید حضرت محمد یا حضرت عیسی علیهماالسلام اصلا وجود خارجی نداشتند ؟!

سه : ممکن است سایت افشا بگوید : « اگر این معجزه راست است ٬ چرا در سرزمینهای هند و روم و چین ... مشاهده نشده است ؟! » خواهیم گفت :

اولا : نقل شده که در هند و ملیپار هم دیده شده و سبب مسلمان شدن برخی از ساکنان آن جا هم گشته است ( بنگرید به : الزام الناصب ٬ ج ۱ ٬ ۲۷۸ و ۲۷۹ ) .

ثانیا : روشن است که افق طلوع ماه در شهرهای مکه و اطراف آن ٬ با افق روم و یونان و مغرب و ... فرق دارد . ماه در آن جا یا دیرتر یا زودتر از حجاز طلوع می کند .

ثالثا : آنچنان که در تاریخ آمده ٬ دو نیمه ی ماه بسیار پائین آمدند و طبیعی است که در شهرهای دور از حجاز دیده نشوند .

رابعا : ثابت نشده که در آن زمان در ایران یا روم رصدخانه ای باشد یا کسی کتابی درباره ی این اتفاقات نادر نجومی نوشته باشد تا اگر خبری از این معجزه در آن نبود ٬ باعث شک در آن باشد .

خامسا : این معجزه تنها در همان روز ۱۴ / ذوالحجة الحرام و در مکه اعلان عمومی شد و یکی ـ دو ساعت هم بیشتر طول نکشید و طبیعی است که مردم مناطق دیگر به آسمان توجه نکرده باشند و این معجزه را ندیده باشند .

سادسا : بسیاری از اتفاقات آسمانی از چشم اختر شناسان هم پنهان می ماند ! یا گروهی آن را نقل می کنند و گروهی دیگر نه . در کتاب نجومی « آسترو نومی پوپولر » ص ۷۸۹ آمده است : « در سال ۱۵۷۹ میلادی ( تقریبا ۹۷۰ قمری ) ناگهان ستاره ی روشنی در میان صورت فلکی کف الخضیب پدیدار شد که از زیر ابر غلیظ می درخشید و در روز هم دیده می شد ! چنان که همه ی مردم آن را می دیدند و حتی آنان اختر شناسان را آگاه کردند ! این ستاره ۴ سال در آسمان بود و پس از آن ناپدید شد » . این را به آن جهت گفتیم تا ادامه دهیم در همان زمان اخترشناسان بزرگی ( مانند ملا عبدالعلی بیرجندی و ملا محمد قاسم گنابادی ) در ایران می زیستند که هیچ گزارشی از این پدیده ی نادر ندادند ! شگفت آورتر این که ملا محمد قاسم با این که در کتاب تنبیهات خود فصلی را به اتفاقاتی اختصاص داده که به ندرت در آسمان رخ می دهند اما هیچ گزارشی از آن ستاره ای که فلاماریون نوشته بود ۴ سال به وضوح در آسمان قابل مشاهده بود ٬ نداده است ! با این که صورت فلکی کف الخضیب در آسمان ایران ابدی الظهور است و همیشه می توان آن را دید ! و نمی توان گفت فلاماریون دروغ گفته است .

و نظایر این موضوع بسیار فراوان است .

سابعا : انصاف باید داد : اگر غیر مسلمانان این معجزه را در کتابی ثبت کرده باشند ٬ آیا دست به انتشار آن « که به سود اسلام است » خواهند زد ؟!  مثلا مسیحیان با « انجیل برنابا » و نسخه های خطی آن چه کردند ؟! همه ی آنها را نابود کردند و همان چند نسخه ی بجا مانده را هم بسیار پنهان می کنند ٬ تنها برای این که ـ به جز دو یا سه جمله ـ همه ی آن کاملا درست است . و در آن نام حضرت محمد صلی الله علیه وآله و مژده ی آمدن ایشان و ... هست . ( غیر آنان ـ مانند افشائیان ـ که جای خود دارند ! ) .

چهار : با این که اگر اکنون اثری هم از شق القمر بر روی ماه نمانده باشد ٬ جای شکی در آن معجزه نیست اما جالب است بیفزایم که روزنامه ی کیهان ( در تاریخ ۱۴ / ۱۱/ ۱۳۸۲ ٬ ص ۱ ٬ به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران ٬ و آن خبرگزاری هم به نقل از پایگاه خبری kuwait chat ) نوشته است : « فضانوردان آمریکائی در آخرین تحقیقات زمین شناسی خود به این نتیجه رسیده اند که کره ی ماه در گذشته به دو نیم تقسیم شده و سپس در یک فعل و انفعال ٬ دوباره به هم پیوند خورده است . این مطلب که در یک میزگرد تلویزیونی و از زبان یک گروه فضائی اعلام گردید ٬ از آن جا آشکار شد که فضانوردان قصد داشتند پرچم آمریکا را بر فراز ماه نصب کنند اما موفق به این کار نشدند . برای جستجوی علت این مسأله ٬ فضانوردان به تحقیقات زمین شناسی روی آوردند و در نتیجه برای آنان روشن شد که کره ی ماه سالها پیش ٬ به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره به هم پیوند خورده است . ... »

اگر این خبر راست باشد ٬ جا دارد اخترشناسان و زمین شناسان مسلمان آن را پیگری کنند و ببینند آیا تاریخ این مسأله با تاریخ ۱۴ / ذوالحجة الحرام / ۵ سال پیش از هجرت مطابق است یا نه . انصاف را که اگر اصل خبر و تطابق آن با زمان آن معجزه درست باشد ٬ آیا چنین خبری که صددرصد به سود اسلام است از سوی غیرمسلمانان منتشر خواهد شد ؟!

( برای مطالعه ی بیشتر درباره ی شق القمر بنگرید به : راه سعادت ٬ ص ۸۷ تا ۹۶ و المیزان ٬ ج ۱۹ ٬ ص ۶۰ تا ۶۷ ) .

 

+ نوشته شده در  85/11/20ساعت 12:34  نگارنده سید علی تهرانی  | 

 
سونی کارت بيست بهترین را عرضه می کند