آیا ما می توانیم کعبه را _ مثلا _ به بهانه ی کوچک بودن فضای المسجد الحرام ، خراب کرده و کعبه ی کوچکی به جای آن بسازیم ؟! یا مقام ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام را به بهانه های مشابه ٬ تغییر دهیم ؟! ( گو این که آن اماکن از این جهت که اعمال واجب دارند ، قابل مقایسه با مسجد جمکران نیستند )
البته روشن است که نباید مسجد جمکران کنونی را خراب کرد ( زیرا به هر حال پس از مسجد شدن مکانی ، نمی توان آن را از میان برد ) اما دست کم اکنون که پیرانی هستند که جای دقیق مسجد اصلی را می دانند ، باید هر چه سریع تر و تا دیر نشده ٬ با نواری پارچه ای _ مثلا _ بر روی فرش آن قسمت ، حدود و مرز مسجد اصلی را ( که پشت محراب کنونی و بسیار کوچک تر از فضای کنونی است ) مشخص کرد .
خصوصا هنگامی که می خوانیم حضرت آیـة الله بهجت دام ظله می فرمایند : « در محل مسجد اصلی نماز بخوانید و [ حتی ] در همان محل اصلی [ هم ] نقطه ی خاصی هست که حال و هوای دیگری دارد » ( سیری در آفاق ، ص 247 ) و کاش کسی از حضرت شیخ دام ظله بپرسد محل آن نقطه ی خاص که حال و هوای دیگری دارد ، کجاست ؟
نکته ی دوم ( زمان بهینه ی حضور در مسجد ) : کسی که شب چهارشنبه رفتن به مسجد جمکران را رسم کرد ٬ مرحوم شیخ محمد تقی بافقی بود و این زمان را هم برای همانندی با مراسم شبهای چهارشنبه در مسجد سهله انتخاب نمود ( هفتاد سال خاطره ٬ ص ۶۹ ) اما باید توجه کرد کهالف : عارف فرزانه ٬ آیة الله قاضی رحمه الله می فرمود : « روز جمعه به مسجد سهله رفتن ٬ خو بـ[ــتر از چهارشنبه ] است » ( روح و ریحان ٬ ص ۱۳۹ )
ب : و حضرت آیة الله بهجت [ یا بهاءالدینی ؟ ] عنایت بیشتری به رفتن به مسجد جمکران در عصر جمعه داشتند. ( سیری در آفاق ٬ ص ۲۴۷ )
بنابراین چون پایه گذار چهارشنبه رفتن به مسجد جمکران و سهله ٬ هیچ یک از معصومان علیهم السلام نیست و از طرفی دیگر ٬ دریافت روحانی و شهود ملکوتی عارفان بزرگی مانند آیات معظم ، قاضی و بهجت و بهاءالدینی ، بسیار بیشتر از فقیه مجاهد ، شیخ محمد تقی بافقی رضوان الله علیه است ، باید برنامه ی رفتن به مسجد جمکران را از شبهای چهارشنبه ، به عصر جمعه تغییر داد ( همچنان که برنامه ی مسجد سهله را هم به جمعه موکول کرد ) و افتخار احیا و توجه دادن به مسجد جمکران ، همچنان برای مرحوم بافقی محفوظ خواهد بود.
نکته ی سوم ( در فضیلت مسجد جمکران ) : در میان فرمایش عارفان بابصیرت ( که اصلی ترین دلیل اعتبار وبژه ی مسجد جمکران است و حتی از روایت حسن بن مثله هم معتبرتر است ) جای سخن مرد خدا ، شیخ محمد حسن مولوی قندهاری خالی است که خوب است کارکنان مسجد جمکران فرمایش وی را هم در میان مجموعه سخنان عارفان و فقهیان درباره ی آن مسجد ، نقل کنند .
مرحوم مولوی قندهاری می فرمود ( و گویا این را در کشف و شهود دیده بود ) که « رسول الله صلی الله علیه و آله در شب معراج از زمین قم گذر کردند و در نقطه ای از آن ، دسته گلی مانند گل زعفران دیدند و از جبرائیل پرسیدند : " این مکان چیست ؟ " جبرائیل عرض کرد : " فرزندی از فرزندان شما در این جا به خاک سپرده خواهد شد و ... " رسول خدا فرمودند : " مرا در این جا فرود آر تا نماز بخوانم " و جبرئیل ایشان را در محل مسجد جمکران فرود آورد و پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله دو رکعت نماز در آن جا بجا آوردند » ( سیری در آفاق ، ص 247 )
از لطائف و اشاره های این مکاشفه ، دیدن زعفران در خاک قم است که شهر خواهر امام رضا علیهماالسلام است ؛ همچنان که زعفران ، گیاه مشهد و خراسان است که مدفن خود امام رضا علیه السلام می باشد و گفتنی ست که از پیش از اسلام تا همین اواخر ، کاشت زعفران در قم هم رواج داشت .
آیا این رمزها و اشاره های آفرینش نیست که نشان می دهد شهر این برادر و خواهر علیهماالسلام ( بویژه با توجه به معنای دقیق أخت که به معنای مانند و شبیه است ) در خواص خود ، مشترکند ؟! که صورتی در زیر دارد ، آنچه در بالاستی
دنباله ی سخن در این باره را می توانید در کتاب ز مهر افروخته ، ص 116 تا 119 بخوانید ( البته از چاپهای دوم و سوم )
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
درخواست مهمی از خوانندگان :
با توجه به این که آشنا و قانع کردن اولیای امور مسجد جمکران به وظایف خود ، سخت می نمایاند ، خوب است که خوانندگان ، نکته ی اول و دوم را که مهم هستند ، به هر طریقی که می توانند ( مانند ایمیل زدن به آنان از همین جا : info@jamkaran.info ) به اطلاع آنان برسانند تا بلکه در پی درخواستهای پیاپی ، زمینه ی استفاده ی معنوی بهتر منتظران و متوسلان از این مسجد پر نور ٬ فراهم شود .