امروز چاپ چهارم « ز مهر افروخته » را دیدم و در همان نگاه اول ، خبط و اشتباه فاحشی از ناشر ، بسیار متأسفم کرد .
ناشر کتاب در چاپ اول آن ، نام کتاب را به غلط به The Glowing Sun ترجمه کرده و بر پشت جلد نوشته بود ! وقتی به او گفتم : « آنچه شما نوشته اید ، ترجمه ی "خورشید فروزان" است در حالی که این ، معنای " ز مهر افروخته " نیست ؛ " ز مهر افروخته " یعنی " کسی که از مهر و محبت ، افروخته گشته است " ؛ پس ترجمه اش به انگلیسی The Glowing by Love خواهد بود » ، در چاپ دوم و سوم ، آن را اصلا ح کردند اما در چاپ جدید ، باز نادانی و سهل انگاری کرده و دوباره همان ترجمه ی غلط را پشت جلد آن نوشته اند !
( حالا خوب است در داخل کتاب ، صفحه ی فهرست نویسی فیپا ، ترجمه ی درست آن ، بجا مانده است ! )
و کاش تنها همان یک اشتباه رخ داده بود ! نمی دانم چطور روی جلد هم به نام علامه طباطبائی ، پیشوند « حسینی » افزوده اند !! که مطمئنا ً غلط است . ( باز هم خوب است در صفحه ی 171 کتاب ، به روشنی نیانامه ی علامه طباطبائی را هم نگاشته و نشان داده ام که نسب آن جناب به حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد و قاعدة ً « حسنی » هستند ؛ نه حسینی ! )
اشتباه سوم چاپ چهارم – که آن هم از ناشر سرزده – این است که از چاپ دوم ، کتاب از سوی نگارنده ویرایش و افزوده هائی تازه یافت و در چاپ دوم و سوم ، در آغاز کتاب این نکته ذکر شده است اما در چاپ افسوس انگیز چهارم ، عبارت « ویرایش دوم » از آغاز کتاب افتاده است ! ( و این خوانندگان و پژوهشگران و همه ی استنادهای آنان را دچار سردرگمی و اشتباه می کند . )
این همه بی انضباطی و بی دقتی از ناشری مانند سروش ( انتشارات وابسته به رادیو – تله ویزیون ) بسیار نابخشودنی است . ( بگذریم از این که خوانندگان آن را به پای مؤلف بی گناه ! می گذارند . )
شنیدم که حضرت آیة الله بهجت رحمه الله نیز هنگام چاپ رساله ی توضیح المسائلی به نام ایشان ( ! ) به طنز فرموده بودند : « این رساله ی چه کسی است ؟ » ؛ همچنین ناشر رساله ی ایشان ، پس از اصلاح فتواهای نادرست ، چند بار رساله را چاپ کرد و باز در چاپهای بعدی ، همان فیلم و زینگ رساله ی بی هویت را به نام ایشان به چاپ سپرد و ...!!
( با این بازی ناشران با آثار حضرت آیة الله بهجت رحمه الله ، تکلیف امثال بنده روشن است ! )
زمهر افروخته را می توان در تهران ، از « خیابان انقلاب ، روبه روی دانشگاه تهران ، کتاب فروشی سروش »
یا از « خیابان استاد شهید مطهری ، تقاطع خیابان شهید دکتر مفتح ، ساختمان جام جم »
و در قم از انتشارات اشراق ( در پاساژ قدس ) یا نشر معارف ( واقع در صفائیه ، رو به روی دفتر حضرت آیة الله خامنه ای ) گرفت و به آنچه گفته شد ، گواهی داد .
***
البته این ناچیز در همه ی آنچه نوشته ام ، دچار این « بخت واژگون » شده ام !
شاید هم این اتفاقات برای ادب کردن این ناچیز از سوی خدا بود ! که مرا چه به تألیف و بجانهادن اثر ؟!
در جست و جوی یاردل آزار کس نبود این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم

از ما به روزگار حدیث وفا بس است نگذاشتیم گر اثری یا گذاشتیم